تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
ياريش برخاستند . چون كار ابو يزيد به انقراض كشيد و مقهور دولت شيعه و اولياء ايشان از صنهاجه و واليان ايشان در افريقيه گرديد بنى واركوا نيز دچار عقوبتهاى سخت شدند ، چه در اموال و چه در انفس . تا آنجا كه يكسره متلاشى شدند و در شمار قبايل مغلوب باجگزار در آمدند . احيايى از ايشان بين قيروان و تونس باقى ماندند كه به كار پرورش گاو و گوسفند اشتغال داشتند و در چادرها زندگى مىكردند و در آن نواحى از جايى به جايى كوچ مىكردند . گاه نيز براى تهيهء معاش خويش به كشاورزى مىپرداختند . هنگامى كه موحدين افريقيه را گرفتند آنان به همين حال بودند و همچنان باج و خراج مىدادند و در لشكركشيهاى سلطان شركت مىكردند و در هر جنگ مجبور بودند شماره معينى سپاهى به لشكرگاه سلطان بفرستند . چون كعوب - از بنى سليم - بر ضواحى افريقيه دست يافتند و دواوده را كه از بنى رياح ، - دشمنان دولت در آن زمان - بودند ، از آن حدود بيرون راندند سلطان بر آنان استظهار نمود . آنان افريقيه را - از قابس تا باجه - موطن خود ساختند . سپس خدمات بيشترى كردند و استظهار دولت نيز به آنان افزونتر شد ، چنان كه هر چه طلب كردند به آنان ارزانى داشت و هر جا را خواستند به آنان اقطاع داد و از جملهء اين اقطاعات خراج مرنجيصه بود . چون واقعهء بنى مرين در قيروان اتفاق افتاد و بعد از آن دوره فترت آغاز شد و در هر جا كسى علم طغيان افراشته بود و عربها در حكومت صاحب نفوذ گرديدند ، اين كعوب كه بر احياء مرنجيصه غلبه يافته بودند هر چه توانستند بر آنان هموار كردند اسبانشان را براى باركشى مىگرفتند و باج و خراجشان را براى خرج پيكارهاى خود مىستاندند و مردانشان را به ميدانهاى كارزار مىكشانيدند . خلاصه آنچنان با ايشان معامله مىكردند كه سروران با بردگان خويش رفتار مىكنند . تا آنگاه كه خداوند آن فتنه فرونشاند و دولت حفصيان بر سر كار آمد و مولانا ابو العباس احمد بر سرير فرمانروايى نشست . آن شب تيره نيز به پايان رسيد و فروغ تابناك روز سعادت از افق پديدار شد و دست غلبه اعراب از سر مردم كوتاه گرديد . قبايل مرنجيصه هم پس از رنج و شكنجه بسيار كه از عربها كشيده بودند به صفاى زندگى باز آمدند و اگر باج و خراجى ، از آن پس مىپرداختند بر طبق قوانين خراج بود و ايشان در اين عهد هم بر همين منوال زندگى مىكنند . و اللّه وارث الارض و من عليها .

خبر از مغراوه كه طبقهء اول از زناته بودند و دولت ايشان در مغرب و آغاز آن و سرگذشت آن

اين قبايل مغراوه وسيعترين بطون زناته بودند ، دلير و پيروز جنگ . نسبشان به مغراو بن يصلتن بن مسرا بن زاكيا بن ورسيك بن اديدت بن جانا مىرسد برادران بنى يفرن و بنى يرنيان . در باب خلافى كه در نسب ايشان ميان نسب‌شناسان هست در آغاز ذكر بنى يفرن از آن ياد كرديم . شعوب
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 26 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى