يفرن در آن قلمرو بود جدا كرد . و جنگ ميان او و زيرى و مغراوه ادامه داشت . حمامه را با المنصور صاحب قيروان روابط دوستانه بود در سال 406 بدان هنگام كه در قلعه در محاصرهء عمش حماد بود برايش هدايايى فرستاد . برادرش زاوى بن زيرى اين هدايا را ببرد و او با طبل و علم از او استقبال كرد . چون حمامه بمرد برادرش امير ابو الكمال تميم بن زيرى بن يعلى ، زمام كار بنى يفرن به دست گرفت او مردى ديندار بود و به جهاد مولع - با مغراوه صلح كرد و از فتنه انگيزى رخ برتافت و به جهاد برغواطه روى آورد .
چون سال 424 فرا رسيد ميان اين دو تيره يعنى مغراوه و بنى يفرن بار ديگر جنگ در گرفت .
و كينههاى قديم آشكار شد . ابو الكمال صاحب شاله و تادلا و متعلقات آن با جماعت بنى يفرن در حركت آمد . حمامة بن المعز نيز با قبايل مغراوه به مقابله بيرون تاخت - ميانشان جنگهاى شديد در گرفت . مغراوه شكست خورد و حمامة بن المعز به وجده گريخت و امير ابو الكمال تميم و قومش بر فاس مستولى شدند و اعمال مغرب را از مغراوه گرفتند . تميم همهء يهوديان شهر فاس را سركوب كرد اموالشان را بستد و زن و فرزندشان را به بردگى برد .
حمامة بن المعز در وجده از همه قبايل مغراوه و زناته جمعى فراهم آورد و از ديگر قبايل يارى خواست و با سپاهى گران ، در سال 429 به فاس راند . ابو الكمال تميم چون وضع را چنان ديد از آنجا دور شد و به بلده كه مقر فرمانروايى او در شاله بود باز گرديد در آنجا ببود تا سال 446 كه بمرد . پسرش حماد بن تميم به جاى او نشست . حماد نيز تا سال 449 فرمانروايى كرد و چون در گذشت پسرش يوسف بن حماد جانشين او شد . يوسف بن حماد نيز در سال 458 به هلاكت رسيد .
بعد از او عمش محمد بن امير ابو الكمال تميم جاى او را بگرفت . او نيز در جنگهاى لمتونه هلاك شد و اين به هنگامى بود كه لمتونه بر سراسر مغرب استيلا يافت و ما از آن ياد خواهيم كرد . و الملك للّه يؤتيه من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين .
اما ابو يداس بن دوناس قاتل حبوس بن زيرى بن يعلى بن محمد چون بنى يفرن به خلاف او برخاستند و او به آرزوى خود ، در هماوازى ايشان با خود ، نرسيد از دريا گذشت و در سال 382 به اندلس رفت . برادرانش ابو قره و ابو زيد و عطاف او را بر خود سرورى دادند و همه در نزد محمد ابن ابى عامر جايگاهى رفيع يافتند و در زمرهء امراء و رؤسا در آمدند . ابن ابى عامر براى او راتبهاى گران معين كرد و نام مردان او را و هر كس در قوم او كه با او از دريا گذشته بود در ديوان ثبت نمود . ابو يدوس آوازهاى بلند يافت و در دولت به مقامى ارجمند رسيد .
چون جماعت متفرق شد و رشته خلافت درگسست او را در جنگهاى بربر با سپاهيان اندلس كارهايى شگرف بود و چون سليمان المستعين در سال 400 قرطبه را گرفت ، همهء بربرهايى كه در اندلس بودند گرد او را گرفتند المهدى [ محمد بن هشام ] به ثغور رفت و از پادشاه جليقيه يارى
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٤