تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
بگو كجا ديده‌اى كه گورخر سر خود به دست بيطار دهد . آنگاه سر به عصيان برداشت و دست به آشوب و فساد گشود . صاحب مغرب وزير ، حسن بن احمد بن عبد الودود با لشكرى از اندلسيان و ملوك مغرب وزيرى بن عطيه به جنگ او رفت . يدو نيز سپاهى گرد آورد در سال 381 مصاف دادند و يدو پيروز شد . سپاه سلطان منهزم شد و جماعت مغراوه پراكنده گرديد و بسيارى كشته شدند . وزير ، حسن بن عبد الودود جراحتهاى سخت برداشت و پس از چند شب هلاك شد . خبر به محمد بن ابى عامر رسيد . غمگين شد و به زيرى نامه نوشت كه فاس را در ضبط آورد و اصحاب حسن بن عبد الودود را گرد آورد . آنگاه او را منشور امارت مغرب داد و ما در اخبار دولت ايشان خواهيم آورد . يدو بن يعلى چند بار ديگر حمله كرد و غلبه يافت ابو البهار بن زيرى بن مناد صنهاجى از قوم خود جدا شد و به سواحل تلمسان رفت و سر از فرمان حكومت شيعه بيرون آورد و بر برادرزادهء خود منصور بن بلكين صاحب قيروان خروج كرد و با ابن ابى عامر در آن سوى دريا رابطه برقرار نمود و پسر برادر خود و وجوه قوم خود را نزد او فرستاد . ابن ابى عامر چنان كه خواهيم گفت - اموال و صلات فرستاد . آن دو دست بدست هم دادند تا در برابر يدو بن يعلى به دفاع پردازند و چون كار به جايى نرسيد ابو البهار در عهد حكومت منصور بن بلكين پسر برادرش باز گرديد . زيرى بن عطيه با او پيكار كرد و پيروزى نصيب ابو البهار شد . ابو البهار به سبته رفت و از آنجا به نزد قوم خود باز گرديد . زيرى بن عطيه از آن پس نيرومند شد . ميان او و يدو نبردى در گرفت و زيرى اموال و لشكرگاه او را به كلى تاراج كرد و حرم او را به اسارت برد و قريب به سه هزار تن از سواران او كشته شدند . يدو به صحرا گريخت . اين واقعه در سال 383 بود و در همانجا به هلاكت رسيد . حبوس بن زيرى بن يعلى پسر برادرش جاى او را بگرفت . پسر عمش ابو يداس بن دوناس به طمع رياست بعد از او برجست و او را به قتل آورد . ولى قوم به خلافش برخاستند و نوميد شد و از دريا گذشت و به اندلس رفت . جماعتى عظيم از قومش نيز همراه او رفتند پس از او زمام امور بنى يفرن به دست حمامة بن زيرى بن يعلى برادر حبوس افتاد با آمدن او كار بنى يفرن استقامت يافت . و جنگ ميان او و زيرى بن عطيه بتناوب ادامه داشت و ملك فاس ميان آن دو دست به دست مىگشت . چون زيرى بن عطيه نزد ابن ابى عامر رفت يدو به فاس درآمد و آن را تصرف كرد و خلقى از مغراوه را قتل عام كرد و چون زيرى باز گرديد يدو در فاس موضع گرفت و زيرى بر در شهر فرود آمد . در اين محاصره از مغراوه و بنى يفرن خلقى به قتل رسيدند . عاقبت زيرى شهر را بگرفت و يدو را كشت و سرش را به سدهء خلافت قرطبه فرستاد اين واقعه در سال 383 اتفاق افتاد . و اللّه اعلم . چون بنى يفرن بر حمامة بن زيرى گرد آمدند آنان را به ناحيهء شاله در مغرب برد و آنجا را و متعلقات آن را تا تادلا در تصرف آورد . و آن را از تصرف زيرى بن عطيه كه همچنان عميد بنى
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 23 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى