تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
عموزادگان از يكى به ديگرى منتقل شد . مثلا در ايام فترت اين فرماندهى به عهدهء على بن ابى عياد بن عبد الحق بود و گاه به عهدهء تاشفين بن معطى - در سال 679 و طلحة بن محلى ، اينان مانع آن بودند كه طاغيه پاى از حد خود بيرون نهد . سپس ميان يوسف بن يعقوب و ابن الاحمر پيكار در گرفت ابن الاحمر در يكى از اين جنگها على بن ابى عياد را بر همهء زناته فرماندهى داد و همه را در زير رايت او گرد آورد . سپاهيان سلطان ابو يوسف يعقوب از گرد او پراكنده شدند و اينان بر او غلبه يافتند . در ميدان كارزار پسرش منديل را اسير كردند . تا آنگاه كه ميان ابن الاحمر و يوسف بن يعقوب ، بعد از هلاكت يعقوب صلح افتاد و منديل از اسارت آزاد شد . موسى بن رحو پس از آن دو ، امارت غازيان اندلس يافت و در اين مقام ببود تا بمرد . پس از او برادرش عبد الحق به امارت رسيد او نيز در سال 699 درگذشت . عبد الحق مردى پيروز جنگ بود و بر دشمنان مسلمانان غلبه مىيافت . چون بمرد پسرش حمو بن عبد الحق به اين مقام رسيد و امارت بر مجاهدان همچنان در خاندان رحو بر دوام بود تا آنگاه كه به فرزندان ابو العلاء و ديگران رسيد . حمو در جملهء ياران عثمان بن ابى العلاء درآمد . و ما از آن ياد خواهيم كرد . اما ابراهيم بن عيسى الوسنافى به مغرب باز گرديد و بر يوسف بن يعقوب فرود آمد . پس از چندى به هنگام محاصرهء تلمسان در سن پيرى كه نابينا هم شده بود ، او را به قتل آورد . و اللّه مالك الامور و لا رب غيره . هلاكت يعلى بن ابى عياد در سال 687 بود و هلاكت معطى بن ابى تاشفين در سال 689 و هلاكت طلحة بن محلى در سال 686 اتفاق افتاد . و اللّه اعلم .

خبر از عبد الحق بن عثمان شيخ غازيان اندلس

عبد الحق از بزرگان دولت بنى مرين و فحول آن خاندان بود . از فرزندان محمد بن عبد الحق دومين امراى بنى مرين پس از جدشان عبد الحق بود . پدرش عثمان بن محمد در اندلس در يكى از جهادها به سال 679 كشته شد . پسرش عبد الحق در حجر تربيت سلطان يوسف بن يعقوب پرورش يافت تا آنگاه كه با وزير ، رحو بن يعقوب بر ضد سلطان ابو الربيع ، خروج كرد و ما در اخبار او از آن ياد كرديم . عبد الحق بن عثمان بن تلمسان رفت و از تلمسان رهسپار اندلس گرديد . سلطان اندلس در آن روزها ابو الجيوش پسر سلطان الفقيه بود و شيخ زناته در آنجا حمو بن عبد الحق بن رحو بود . سلطان ابو العباس او را پيام داد كه عبد الحق بن عثمان را در بند كشد او اجابت كرد ولى عبد الحق از زندان بگريخت و به دار الحرب رفت . چون ابو الوليد بن الرئيس ابو سعيد عصيان كرد و در مالقه براى خود بيعت گرفت و لشكر به غرناطه آورد و جنگ در پيوست در يكى از روزها حمو بن عبد الحق اسير شد و او را نزد سلطان ابو الوليد آوردند . عم او عباس بن رحو نيز با او بود . ابو الوليد از به اسارت گرفتن پسر برادر خود شرمش آمد و او را آزاد كرد و او نزد سلطان خود باز گرديد .