خبر از موسى بن رحو آغازگر اين رياست در اندلس و خبر برادرش عبد الحق بعد از او و پسر او ابو حمو بن عبد الحق پس از آن دو
چون سلطان الشيخ بن الاحمر در گذشت و پسرش الفقيه به جاى او نشست ، نزد سلطان يعقوب بن عبد الحق كس فرستاد و از او خواست به يارى مسلمانان اندلس رود . در سال 673 نخستين گروه غازيان با يعقوب بن عبد الحق از آب گذشتند و به سپاهيان مسيحى شكستى سخت وارد آوردند .
زعيم ايشان دننه كشته شد و راه غلبهء يعقوب بن عبد الحق بر اندلس گشوده شد . ابن الاحمر از عاقبت كار بيمناك شد و از آنچه كرده بود پشيمان گرديد . كه مبادا كار او با يعقوب بن عبد الحق به آنجا كشد كه كار مرابطين با ابن عباد كشيد . از خويشاوندان او در اندلس بنى اشقيلوله بودند كه ممالك اندلس را با او در ميان خود تقسيم كرده بودند و در وادى آش و مالقه و قمارش بانفراد فرمان مىراندند . همچنين از رؤساى اندلس ابو عبدويل [ 1 ] و ابن الدليل نيز بر او شوريده بودند و از سپاهيان مسيحى يارى خواسته بر غرناطه تاخته بودند و در آن نواحى دست به آشوب و كشتار و تاراج زده بودند . چون سلطان عبد الحق در اندلس جاى پاى استوار كرد ، اين شورشيان دست اتحاد به او دادند . ابن الاحمر بيشتر از پيش به وحشت افتاد . از اين رو با سلطان ابو يوسف يعقوب بن عبد الحق خلاف آغاز كرد و در اين مخالفت به جمعى از اعيان خويشاوندان او استظهار داشت . اين خويشاوندان از فرزندان رحو بن عبد اللّه و ادريس بن عبد اللّه و ادريس بن عبد الحق بودند و هم از سوى مادر به سوط النساء نسب مىرسانيدند - از فرزندان ابو عياد بن عبد الحق - كه چون از سلطان بيمناك شده بودند به اين بهانه كه مىخواهند به جهاد كفار روند به اندلس رفتند و سلطان ابو يوسف يعقوب نيز كه از حركات آنان به ترديد و بيم افتاده بود آنان را به اندلس فرستاد . بدين گونه از فرزندان عبد الحق و فرزندان و سناف و فرزندان نزول و تاشفين بن معطى بزرگ تيربيغين - از بنى محمد - جماعتى در نزد ابن الاحمر گرد آمدند . فرزندان محلى ، خويشاوندان مادرى ابو يوسف يعقوب نيز از پى ايشان رفتند . ابن الاحمر بسيار اتفاق مىافتاد كه از زناته سپاهى بسيج كند و به دار الحرب فرستد . پس در سال 673 موسى بن رحو و برادرش عبد الحق را پس از بازگشت از مغرب به جهاد فرستاد . سپس ابراهيم بن عيسى را پس از بازگشت آن دو از مغرب روانهء كارزار كرد . چون آن دو بازگشتند موسى بن رحو را بار ديگر روانهء دار الحرب ساخت . و اين امر سبب شد كه موسى بن رحو در رياست جاى پاى استوار سازد و اكنون بهتر مىتوانست تعرض سلطان ابو يوسف يعقوب را از خود و يارانش دفع كند . آنگاه امارت لشكر در ميان ايشان و عموها و
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: عبدريل .