بر تلمسان مستولى شد . برادرش يوسف بن الزابيه به ميان احياء بنى عامر رفته بود ، آهنگ لشكركشى به تلمسان داشت . ابو زيان چون به تلمسان رسيد ، نزد بنى عامر اموالى گزاف فرستاد و از آنان خواست يوسف را تسليم او كنند . آنان اجابت كردند و يوسف را به فرستادگان ابو زيان تسليم نمودند . در راه برخى از احياء عرب راه بر آنان گرفتند تا مگر يوسف را بستانند . از اين رو او را كشتند و سرش را نزد برادر آوردند . اين امر سبب شد كه اوضاع مملكتش آرامش يابد و با مرگ او فتنهها نيز از ميان برود و امور دولتش استقامت پذيرد . و ايشان در اين عهد بر همين حالاند .
و اللّه غالب على امره .
خبر از خويشاوندان آل عبد الحق كه نامزد فرمانروايى بودند و بر جنگجويان مجاهد كه در اندلس فرماندهى داشتند .
جزيرهء اندلس در آن سوى دريا از زمان پايان گرفتن دولت خاندان عبد المؤمن و بر روى كار آمدن ابن الاحمر ، مدافع نيرومندى نداشت مگر آن گروه از قبايل زناته كه خداوند شوق جهاد در دلشان افكنده بود . اينان صاحب دولتى نيرومند بودند بويژه بنى مرين كه در مغرب اقصى صاحب قدرتى شگرف شدند و به سبب پيوستگى سواحل اندلس به سرزمينهايشان و نزديك يك ديگر بودن بندرهايشان در دو سوى درياى زفاق ، بيش از ديگران به اندلس آمد و شد داشتند . درياى زفاق از دير زمانى راه ميان اندلس و مغرب بوده است . چون بنى مرين بر بلاد مغرب مستولى شدند ، طاغيه مسلمانان اندلس را زير فشار قرار داد و فرنتره و سرزمينهاى آن سوى آن را بستد و آنان را تا ساحل دريا واپس راند . خاندان قمط كه از مردم بر شلونه و قطلونيه بودند شرق اندلس را در تصرف آوردند و شهرهاى قرطبه و اشبيليه نيز چنين سرنوشتهايى داشتند . مسلمانان از اين امر به خشم آمدند و براى رهايى اندلس از اين اوضاع آهنگ جهاد كردند و به يارى مردم اندلس شتافتند و مىخواستند در اين راه از بذل مال و جان خويش دريغ نورزند .
امير ابو زكريا بن ابى حفص كه در اين روزگاران زمامدار مسلمانان بود بر ديگران پيشى گرفت و بسيارى از اموال خود را در اين راه صرف كرد و براى مجاهدان اسب و سلاح فرستاد .
يعقوب بن عبد الحق نيز بر جهاد حريص بود . در زمان سلطنت برادرش ابو يحيى آهنگ آن كرد كه از دريا بگذرد ولى چون ابو يحيى نمىخواست برادر از او دور شود فرمانرواى سبته ، ابو على بن خلاص را گفت كه راه بر او بر بندد و يعقوب بن عبد الحق در رنج افتاد .
چون يعقوب بن عبد الحق بعد از برادرش ابو يحيى به پادشاهى مغرب رسيد سرگرم كارهاى خود شد زيرا پسران برادرش ادريس بن عبد الحق كه خود را از رقباى ان مىشمردند و خود را نامزد فرمانروايى كرده بودند فكر او را به خود مشغول داشته بودند . يكى از برادرزادگان او عامر