تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ايشان بود و زمام دولت او به دست داشت و از سوى مادر نيز با او خويشاوند بود . در حال ، كودكى از فرزندان او را به امارت برداشت و خود كفالت او به عهدهء گرفت . يوسف بن ابى حمو معروف به ابن الزابيه والى الجزاير بود از قبل ابو تاشفين چون خبر بشنيد ، شتابان به تلمسان رفت و احمد بن العز و آن كودك را كه پسر برادر ابو تاشفين بود بكشت . اين خبر به سلطان ابو العباس صاحب مغرب بردند . به تازى شد و از آنجا پسر خود ابو فارس را با سپاهى به تلمسان فرستاد و ابو زيان را به فاس باز گردانيد و بر او موكلان گماشت . ابو فارس به تلمسان رفت و آن را تصرف كرد و دعوت پدر خود در آنجا بر پاى داشت . وزير پدرش صالح بن حمو به مليانه رفت او نيز مليانه و آن سوى آن چون الجزاير و وتدلس را تا حدود بجايه بگرفت . يوسف بن الزابيه به دژهاى تاجحمومت رفت و وزير ، صالح بن حمو محاصره‌اش كرد . دولت بنى عبد الواد از مغرب اوسط بر افتاد . و اللّه غالب على امره .

وفات سلطان ابو العباس صاحب مغرب و استيلاى ابو زيان بن ابى حمو بر تلمسان و مغرب اوسط

سلطان ابو العباس بن ابى سالم چون به تازى رسيد ، پسر خود ابو فارس را به تلمسان فرستاد و ابو فارس تلمسان را بگرفت . ابو العباس خود در تازى ناظر احوال پسر و وزير خود صالح بود كه براى فتح بلاد شرقى گسيل شده بودند . يوسف بن على بن غانم امير فرزندان حسين - از قبايل معقل - در سال 793 به حج رفت و با پادشاه ترك مصر الملك الظاهر بر قوق ديدار كرد . من نزد سلطان رفتم و او را از مرتبت و مكانت يوسف بن غانم و قومش آگاه كردم . سلطان او را گرامى داشت و پس از اداى حج كه به مغرب باز مىگشت با او هديه‌اى گران براى سلطان مغرب ابو العباس فرستاد . بر عادت ملوك شامل بسيارى از طرايف بلد خود بود . چون يوسف بن غانم هدايا را نزد ابو العباس آورد سلطان را خوش آمد و براى عرضه كردن آنها به مجلس نشست و بسى بر خود بباليد . آنگاه در عوض براى سلطان مصر هدايايى مهيا كرد . از اسبان راهوار و انواع طرايف كالاها و جامه‌هاى گرانبها آن سان كه او را خشنود سازد . و قصد آن داشت كه اين هدايا را با يوسف بن غانم كه از سوى سلطان مصر هديه آورده بود به نزد او فرستد . اين كار در ايامى كه در تازى مقام كرده بود صورت گرفت در اين هنگام بيمار شد و اين بيمارى سبب مرگ او شد . در محرم سال 796 جهان را بدرود گفت . پس از مرگ سلطان ابو العباس ، پسرش ابو فارس را از تلمسان فرا خواندند و با او بيعت كردند و به جاى پدر نشاندند و به فاس باز گرديدند . در فاس ابو زيان پسر ابو حمو را از بند برهانيدند و به تلمسان فرستادند تا در آنجا از سوى ابو فارس امارت كند و به نام او خطبه بخواند . ابو زيان برفت و