تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و او را بر زمين زد . چند تن از ياران ابو تاشفين برسيدند و او را به ضرب نيزه‌ها كشتند و سرش را بريده نزد ابو تاشفين و وزير محمد بن يوسف آوردند . سر را نزد سلطان فرستادند . پسرش عمير را نيز اسير كردند . برادرش ابو تاشفين قصد قتل او كرد و بنى مرين چند روز او را از آن كار منع كردند . عاقبت اسير را به دستش سپردند تا او را بكشت . ابو تاشفين در آخر سال 791 به تلمسان در آمد . وزير و سپاهيان بنى مرين در بيرون شهر خرگاه بر پا كردند تا آنگاه كه آن مال كه شرط كرده بود بپرداخت و آنان برفتند . سپاه بنى مرين به مغرب راند و ابو تاشفين در تلمسان به نام سلطان ابو العباس دعوت مىكرد و بر منابر تلمسان و اعمال آن به نام او خطبه مىخواند و هر سال براى او باج و خراج مىفرستاد . ابو حمو آنگاه كه تلمسان را گرفته بود پسر خود ابو زيان را امارت الجزاير داد . چون ابو زيان از قتل پدر خبر يافت خشمگين شد و به ميان احياء حصين رفت تا جان خويش برهاند و از آنان يارى خواهد . در آن حال رسولان بنى عامر - از قبايل زغبه - رسيدند و او را دعوت كردند كه به فرمانروايى برگزينند . ابو زيان به نزد ايشان رفت . شيخ بنى عامر مسعود بن صغير به نام او دعوت آغاز كرد و در ماه رجب سال 792 همه رهسپار تلمسان شدند و روزى چند محاصره‌اش كردند . ابو تاشفين اموالى براى عربها فرستاد و آنان از گرد ابو زيان پراكنده شدند . ابو تاشفين لشكر به سوى او برد و در ماه شعبان همان سال به هزيمتش فرستاد . ابو زيان به صحرا گريخت و به استمالت عربهاى معقل پرداخت و بار ديگر بازگشت و در ماه شوال تلمسان را محاصره نمود . ابو تاشفين پسر خود را براى يارى خواستن به مغرب فرستاد و او با سپاهى بازگشت . چون به تاوريرت رسيد ابو زيان دست از محاصرهء تلمسان برداشت و راهى صحرا شد . سپس خود تصميم گرفت كه نزد صاحب مغرب رود . به دادخواهى نزد او رفت . سلطان او را به اكرام تمام درآورد و وعده داد كه او را بر ضد دشمنش يارى دهد . ابو زيان تا زمان مرگ ابو تاشفين در مغرب ماند . و اللّه اعلم .

وفات ابو تاشفين و استيلاى صاحب مغرب بر تلمسان

امير ابو تاشفين همچنان بر تلمسان فرمان مىراند و دعوت سلطان مغرب ابو العباس بن سلطان ابو سالم را بر پا مىداشت و باج و خراج مقرر هر ساله را ادا مىكرد و برادرش ابو زيان نيز نزد صاحب مغرب مىزيست و به وعدهء يارى دلخوش بود ، تا آنگاه كه سلطان ابو العباس احساس كرد كه ابو تاشفين را هواهايى در سر افتاده و با او دل بد كرد . در اين هنگام بود كه به خواهش ابو زيان گوش داد و براى تصرف تلمسان لشكرى در اختيار او گذاشت . ابو زيان در اواسط سال 795 به سوى تلمسان حركت كرد و به تازى رسيد . ابو تاشفين گرفتار بيمارى مزمن خود بود و در رمضان همان سال بمرد . احمد بن العز از بركشيدگان و پروردگان