تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
كه از مصامده بودند به ياريش رفته بود و به هنگام محاصرهء شهر دليريها نموده بود . سلطان خدمات او را پاداش داد و بر مصامده - چنان كه عادت دولتهاى ديگر بود - او را رياست كلى داد . چندى بعد محمد بن ابراهيم المبرازى از شيوخ مصامده نزد سلطان آمد . او را به جاى على بن زكريا امارت مصامده داد . اين امر بر على بن زكريا گران آمد و عصيان و خلاف آشكار كرد . تا آنجا كه يكى از خويشاوندان سلطان را - از بنى عبد الحق - به سلطنت نصب كرد . سلطان سپاهى به سردارى محمد بن يوسف بن علال و صالح بن حمو اليابانى بر سر او فرستاد و صاحب درعه را نيز فرمان داد كه از سوى جنوب برود . اينان برفتند و او را در كوهستانش محاصره كردند و پس از چند پيكار شكستن دادند و بر كوهستانش غلبه يافتند . على بن زكريا ، نزد ابراهيم بن عمران الصناكى كه همسايهء او بود گريخت . ابراهيم اعمال او را نكوهش كرد و از عواقب كار بترسيد . وزير محمد بن يوسف مالى به او بخشيد و او نيز على بن زكريا را تسليم كرد . وزير او را بگرفت و به فاس آورد و در روزى ديدنى و فراموش ناشدنى به شهر در آورد و برگرد شهر بگردانيد و به زندان در بند كشيد . على بن زكريا همچنان در زندان بود تا سلطان ابو العباس بمرد . دولتمردان بعد او كه از او بيمناك بودند كشتندش و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت . ان شاء اللّه تعالى .

آمدن ابو تاشفين به نزد سلطان ابو العباس و يارى خواستن از او به ضد پدرش و حركت سلطان با لشكر و كشته شدن ابو حمو

ابو تاشفين پسر سلطان ابو حمو در اواخر سال 788 بر پدر بشوريد و او را بگرفت و در وهران به بند كشيد . سبب آن بود كه ابو حمو را به ديگر برادران نظر بيش بود . چون پدر را در بند كشيد از پى برادران خود منتصر و ابو زيان و عمير لشكر در حركت آورد . برادران نزد قبايل حصين در كوهستان تيطرى رفتند و آنجا تحصن گرفتند . ابو تاشفين روزى چند ايشان را محاصره نمود . چون شنيد كه پدرش در صدد برانگيختن غائله است ، پسر خود ابو زيان را با جماعتى از خواص خود مانند موسى پسر وزير ، عمران بن موسى و عبد اللّه بن جابر الخراسانى به تلمسان فرستاد ، اينان بعضى از فرزندان او را كه در تلمسان بودند كشتند و به وهران رفتند . ابو حمو خود در آنجا زندانى بود . هنگامى كه ابو حمو از آمدن ايشان خبر يافت ، از درون دژ بانگ برداشت و مردم شهر را به يارى خواند . مردم به دژ روى نهادند . ابو حمو كه عمامه‌اش را چون ريسمانى به ميانش بسته بود از بام فرو شد . آنان كه در پاى ديوار گرد آمده بودند او را گرفتند و بردند و بر تخت فرمانروايى خود نشاندند . عامل اصلى در اين اقدام خطيب شهر اين خزورت [ 1 ] بود . ابو زيان پسر ابو تاشفين از وهران
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: جرزوره و درC: حرزوره .