تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
منصور بن ابى مالك بن عبد الواحد بن يعقوب بن عبد الحق را به دفع ايشان فرستاد . عبد الكريم بن عيسى با لشكر برفت . منصور غلام امير عبد الرحمان نيز با او بود . اينان با على بن عمر روياروى شدند و او را منهزم ساختند و بار و بنه‌اش بستدند . على بن عمر از معركه جان به در برد و به ازمور افتاد . آنگاه او و حسون بن على به نزد سلطان ابو العباس به فاس آمدند . در اين هنگام ميان امير عبد الرحمان و سلطان ابو العباس عقد مودت بود . على بن عمر در فاس ماند و حسون به مقر حكومتش از مور رفت . چندى بعد عقد مودت ميان دو سلطان گسيخته شد . نزد امير عبد الرحمان در برادر بودند از فرزندان محمد بن يعقوب بن حسان الصبيحى به نام على و احمد . هر دو جرثومگان ستم و فساد . برادر بزرگتر يعنى على پسر عم خود على بن يعقوب بن على بن حسان را كشت . برادر مقتول موسى از سلطان ابو العباس يارى خواست او نيز يارىاش كرد و اجاره داد كه به انتقام خون برادر خود برادر او را بكشد . احمد برادر على چون چنان ديد آهنگ قتل موسى نمود . موسى به يعقوب بن موسى بن سيد الناس ، بزرگ بنى ونكاسن و داماد امير عبد الرحمان پيوست و چندى در پناه او ماند . سپس به ازمور گريخت آتش فتنه افروخته شد . امير عبد الرحمان به ازمور راند و حسون بن على تاب مقاومت نداشت . امير عبد الرحمان ازمور را بگرفت و حسون بن على را بكشت و شهر را تاراج كرد . خبر به سلطان ابو العباس - در فاس رسيد با سپاه خويش به سلا آمد و امير عبد الرحمان به مراكش باز گرديد و سلطان در پى او بود ، تا در فحص اكلميم نزديك مراكش فرود آمد و سه ماه در آنجا ماند و جنگ ميانشان بر دوام بود . سپس ميانشان صلح افتاد و بر سر مرز قلمرو يك ديگر توافق كردند . ابو العباس به بلاد خود باز گرديد و حسن بن يحيى بن حسون الصنهاجى را به عنوان عامل ثغر به ازمور فرستاد و او در آنجا ماند . اصل حسن از صنهاجه و از همان مواطن ازمور بود . اسلاف او از آغاز دولت بنى مرين در خدمت ايشان بودند . پدرش يحيى در دولت سلطان ابو الحسن در ازمور عامل جمع آورى خراج و ديگر كارها بود . در آن هنگام كه سلطان ابو الحسن در تونس بود ، يحيى در خدمت او بود و در همانجا بمرد . پسرش بعد از او به همان كارها گمارده شد . حسن بن يحيى به كارهاى لشكرى علاقه داشت از اين رو جامهء جنگيان پوشيد و عهده‌دار كارهايى از آن قبيل شد . در آغاز دولت سلطان ابو العباس در طنجه ، به خدمت او درآمد . در اين ايام عامل قصر كبير بود كه به ابو العباس گرويد و در زمرهء ياران او جاى گرفت و با او در چند فتح شركت داشت . نخست از سوى او امارت بلاد ساحلى يافت و سپس والى ازمور شد و در آنجا اقامت گزيد . اما صبيحيون : جد ايشان حسان از قبيلهء صبيح بود . از تيره‌هاى سويد . با عبد اللّه بن كندوز الكمى - از بنى عبد الواد از تونس به رسالت نزد سلطان يعقوب بن عبد الحق آمد و با او در تنجداع ديدار كرد . حسان از شترچرانان او بود . چون عبد اللّه بن كندوز در ناحيهء مراكش استقرار يافت و