تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بسيار دارند . بدين گونه سليمان نوميد شد و كينهء ابن الخطيب در دل گرفت و نزد سلطان ابو سالم باز گرديد . سپس در ايام سلطان عبد العزيز به خوارى افتاد و از آن خلاص نيافت مگر بعد از هلاكت سلطان . پس از مرگ سلطان عبد العزيز ابو بكر بن غازى او را آزاد كرد تا در كارهاى خود از او يارى جويد . چون ابو بكر بن غازى سخت در محاصره افتاد ، سليمان بن داود از شهر بيرون آمد در خارج بلد الجديد به سلطان ابو العباس بن مولا ابو سالم پيوست و اين اقدام يكى از علل پيروزى او بود . هنگامى كه سلطان ابو العباس در سال 776 [ 1 ] به دار الملك خود بلد الجديد ، درآمد و كارش بالا گرفت ، سليمان بن داود را بر كشيد و او را به عضويت شورا برگزيد . وزير محمد بن عثمان نيز از او بسى يارى ديد و او را در زمرهء مقربان خويش قرار داد و چنان كه گفتيم در كارها به راى او رجوع مىكرد . سليمان در تمام اين احوال قصد رفتن به اندلس داشت . از آغاز كار ، سليمان بن داود خود را به سلطان ابن الاحمر نزديك ساخته بود تا آنگاه كه به ترغيب محمد بن عثمان ، ابن الخطيب را به قتل رسانيد و اين كار در آغاز دولت سلطان ابو العباس بود . سليمان بن داود از سوى سلطان خود ، در سال 778 در صحبت ونزمار بن عريف به سفارت نزد ابن الاحمر رفت . ابن الاحمر آن دو را بگرمى استقبال كرد . آن سان كه سفيران ديگر را استقبال مىكرد . ونزمار پس از اداى رسالت خويش باز گرديد . او از ابن الاحمر دست خطى گرفته بود به نام سردار ناوگان او كه هر وقت اراده كند كه از دريا بگذرد براى او تسهيلاتى فراهم آورند . ونزمار به شكار بيرون آمد و به بندر مالقه رسيد . در آنجا دست خط سلطان را به سردار ناوگان او نشان داد . آن سردار او را از دريا گذرانيد و به سبته برد و او از آنجا به مكان خويش رفت . اما سليمان عزم آن كرد كه در نزد ابن الاحمر بماند و در آنجا بماند . تا سال 781 كه بمرد بعزت زيست و نديم و مشاور سلطان بود .

خبر از وزير ابو بكر بن غازى و تبعيد او به ميورقه سپس بازگشت او و شورش او و هلاكت او

محاصرهء ابو بكر بن غازى به دراز كشيد و چون اموال او و اموال سلطان عبد العزيز به پايان رسيد و يقين كرد كه از هر سو دشمن بر او احاطه دارد به انديشهء تسليم افتاد . محمد بن عثمان از همانجا كه شهر را محاصره كرده بود او را پيام داد و امانش داد كه شهر را تسليم كند . ابو بكر بن غازى بپذيرفت و از شهر بيرون آمد و به نزد ابو العباس احمد بن ابى سالم رفت و او به خط خود برايش امان‌نامه نوشت و او را به خانه‌اش در فاس باز گردانيد . آنگاه سلطانى را كه خود منصوب كرده بود تسليم نمود و محمد بن عثمان او را تحويل گرفت و سخت در تحت نظر و نگهبانى خويش
هامش
[ ( 1 ) ] در همان سه نسخه 766 .