تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
تا سلطان ابو الحسن در خانهء ايشان در جبل الفتح بمرد . سلطان ابو عنان حقى را كه بر گردن پدرش داشت رعايت كرد . چون ابو عنان را كار استوارى يافت و از اطراف به نزد او آمدند عامر بن محمد نيز با اهل حرم سلطان بيامد . سلطان ابو عنان او را اكرام كرد و نيكو فرود آورد . سپس در سال 754 منصب جمع خراج قبايل مصامده را به او داد و او را از تلمسان بدان كار فرستاد . عامر بن محمد نيز نيكو از عهده بر آمد . تا آنجا كه سلطان ابو عنان مىگفت در آرزوى آنم كه مردى يابم كه ناحيهء شرقى مملكت مرا كفايت كند ، آن سان كه عامر بن محمد ناحيهء غربى را كفايت كرده است . ولى ديگر وزيران با او به رقابت برخاستند تا آنگاه كه حسن بن عمر بانفراد زمام امور به دست گرفت و كار رقابت با او بالا گرفت تا به عداوت و سعايت انجاميد . سلطان ابو عنان در اواخر حيات خويش فرزندان خردسال خود را به اطراف مملكت خويش امارت داد . از جمله محمد المعتمد را امارت مراكش داد و براى او زيرى معين كرد و او را تحت نظر عامر بن محمد قرار داد . چون سلطان بمرد و حسن بن عمر زمام كارها به دست گرفت و السعيد را به جاى پدر نصب كرد ، فرزندان سلطان را از اطراف فرا خواند . از جمله المعتمد را از مراكش . عامر بن محمد از فرمان سر برتافت و المعتمد را برگرفت و به كوهستان هنتاته برد . چون حسن بن عمر خبر يافت لشكرها به جنگ او بسيج كرد و سردارى آن به وزير سليمان بن داود سپرد . سليمان بن داود در قيام به اين امر با او شريك بود . حسن بن عمر در ماه محرم سال 760 سليمان را روانه ساخت . سليمان به مراكش شتافت و شهر را بگرفت و به سوى كوهستان هنتاته راند و آنجا را محاصره نمود و عامر را در تنگنا افكند و محاصره را به دراز كشانيد . نزديك بود كه بر دژ او دست يابد كه از افتراق بنى مرين و خروج منصور بن سليمان بر دولت خبر يافت . منصور بن سليمان از اعيان دولت بود . و در بلد الجديد تحصن گرفته بود . سپاهيان از گرد حسن بن عمر پراكنده شدند و به منصور بن سليمان پيوستند . وزير ، سليمان بن داود نيز به او پيوست و اين امر سبب شد كه عامر بن محمد از محاصره رهايى يابد . اين حال ببود تا آنگاه كه سلطان ابو سالم در ماه شعبان سال 760 بر ملك مغرب استيلا يافت و عامر بن محمد و پسر برادر خود المعتمد را از كوهستان هنتاته به خدمت خواند . عامر بيامد و المعتمد را تسليم او نمود و ما در اين باب سخن خواهيم گفت . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از ظهور ابو حمو در نواحى تلمسان و فرستادن لشكرها به دفع او سپس غلبهء او بر تلمسان و حوادث ديگر

فرزندان عبد الرحمان بن يحيى بن يغمراسن چنان كه در اخبارشان گفتيم - چهار تن بودند . يوسف بزرگتر ايشان بود ، مردى افتاده و رهسپار راه خير و صلاح بود و هواى سركشى در سر نداشت .