تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از شورش مردم بجايه و رفتن حاجب با سپاه به سوى آن

اين صنهاجه از اعقاب تكلاته [ 1 ] ملوك قلعه و بجايه بودند . اسلافشان از آغاز دولت موحدين در وادى بجايه ميان بربرهايى از قبايل كتامه در مواطن بنى ورياكل زندگى مىكردند . چون سپاه موحدين روى به ضعف نهاد و شمارشان اندك شد ، اينان در لشكرگاه سلطان قدرتى يافتند آن سان كه بر او تحكم مىكردند . امير ابو عبد اللّه - كه از او سخن مىگوييم - در آغاز دولتش از آنان رنج فراوان ديد و در عوض محمد بن تميم يكى از اكابر مشايخان را به قتل آورد . حاجب او فارح از موالى ابن سيد الناس از عهد پدرش امير ابو زكريا بر آنان رياست داشت . فارح بر مولا ابو عبد اللّه تحكم مىكرد و چون امير ابو عبد اللّه به سود سلطان از فرمانروايى خويش دست كشيد ، فارح خشمگين شد ولى اين كينه در دل نهان مىداشت . امير ابو عبد اللّه او را با عمر بن على الوطاسى به بجايه فرستاد تا زن و فرزند و اموال و ذخاير و وسايل سراهايش را به نزد او برد . او نيز به بجايه شد . صنهاجيان از عواقب كار و فشار عوامل سلطان و زورگويى ايشان شكايت كردند . او نيز به شكايتشان گوش فراداد و آنان را به شورش بر بنى مرين و دعوت به موحدين از جمله به مولا ابو زيد صاحب قسنطينه برانگيخت . آنان اجابت كردند و براى كشتن عمر بن على در مجلسش در قصبه با يك ديگر وعده نهادند . عامل اصلى در اين اقدام منصور بن الحاج يكى از مشايخ ايشان بود كه بر طبق عادت امرا بامداد به سراى او در آمد و چون بر دست او بوسه زد با خنجر پهلويش بشكافت . عمر بن على مجروح به خانهء خود گريخت ولى او را يافتند و كشتند . عوام مردم به خروش آمدند . اين واقعه در اول ماه ذو الحجة سال 753 بود . فارح حاجب سوار شد و مردم را به حكومت مولا ابو زيد فرا خواند و به او خبر رسانيدند و به بجايه دعوتش كردند ولى ابو زيد در آمدن درنگ كرد و يكى از غلامان خود را به بجايه فرستاد تا به جاى او زمام امور در دست گيرد . خبر به سلطان ابو عنان رسيد ، امير ابو عبد اللّه را متهم ساخت كه با حاجب خود دست در دست هم داشته‌اند ، پس او را در خانه‌اش محبوس نمود و جمعى بزرگان بجايه را كه به درگاه او آمده بودند بند بر نهاد . مشايخ بجايه راى ديگرگون كردند و رجال و صاحبان راى و شورا بر آن شدند كه صنهاجه و آن غلام را از ميان بردارند . القائد هلال بن سيد الناس و على بن محمد بن الميت حاجب امير ابو زكريا يحيى و محمد بن الحاجب ابو عبد اللّه بن سيد الناس نيز با آنان همدست
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه : ملكانه و در نسخهF: فلكانه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 324 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى