پديد آمد . آنان كه داراى مكنت و شوكتى بودند به امير ابو عنان گرايش يافتند . ادريس بن عثمان بن ابى العلاء به اذن ابو عنان و از روى مكر به مردم شهر پيوست تا در شهر دست به آشوب زده ، تصرف آن را ميسر سازد عاقبت در شهر آشوب كرد . منصور بن ابى مالك سر به فرمان او نهاد . ولى ابو عنان او را در بند كشيد و در مجلس بكشت و بر دار الملك و اعمال مغرب مستولى گرديد . از اكتاف بلاد رسولان براى تهنيت و بيعت به نزد او آمدند . مردم سبته همچنان در اطاعت سلطان ابو الحسن باقى ماندند و گوش به فرمان عامل خود عبد اللّه بن على بن سعيد كه روزگارى از طبقهء وزرا بود ، نهادند ، ولى پس از چندى برجستند و او را گرفتند و با امير ابو عنان بيعت كردند و عامل را تسليم او نمودند . عامل اصلى اين شورش زعيم ايشان ابو العباس احمد بن محمد بن رافع از خاندان ابو الشرف [ 1 ] از آل حسن [ 2 ] بود . اينان از صقليه منتقل شده بودند . سراسر مغرب به فرمان امير ابو عنان در آمد . قوم او از بنى مرين ، جز آنان كه به پاس وفا به حق سلطان در تونس مانده بودند به او پيوستند . سلطان ابو الحسن همچنان در تونس مانده بود باشد كه روزى عربهاى كعوب را كه پيمان او شكسته و از فرمان او بيرون شده بودند گوشمال دهد و همچنان چشم به راه حوادث بود ، در حالى كه هر روز از قلمرو او كاسته مىشد و شورشگران هر روز از جايى خروج مىكردند . عاقبت نوميد شده رهسپار مغرب گرديد . و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت ان شاء اللّه .
خبر از عصيان نواحى و حملهء بنى عبد الواد به تلمسان و حملهء مغراوه به شلف و حملهء توجين به مديه
چون سلطان ابو الحسن در قيروان شكست خورد و رشتهء دولت زناته گسسته گرديد و اساس دولتشان متزلزل شد هر قوم و دستهاى از ايشان كوشيد تا كار خويش از پيش ببرد و در امور جماعت خويش بنگرد . همهء اينان به كعوب كه بر ضد سلطان قيام كرده بودند گرايش يافته بودند و با اين همه باز هم از گرد سلطان پراكنده نشده بودند . اينان با حاجب ابو محمد بن تافراكين به تونس آمدند تا هر كس بر سر قلمرو فرمان خويش رود . در زمرهء همراهان سلطان جماعتى از اعيان ايشان بودند چون عثمان و برادرانش ، زعيم و يوسف و ابراهيم ، پسران عبد الرحمان بن يحيى بن يغمراسن بن زيان سلطان بنى عبد الواد ، كه از زمان فتح تلمسان در خدمت سلطان در آمده بودند و سلطان ايشان را براى جهاد با كفار در جزيره جاى داده بود . چون طاغيه بر آن نواحى دست يافت به مكان خويش باز گرديدند و تحت لواى سلطان ابو الحسن در قيروان جاى گرفتند . يكى ديگر از اينان على بن راشد بن محمد بن ثابت بن منديل بود كه ما اخبار پدرش را آورديم . ابن على بن راشد در ظلّ
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: ابو الشريف .
[ ( 2 ) ] در نسخهBوCآل حسين .