تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كردند و سند بيعت آنان بر مردم فرا خواندند و همگان دست بيعت دادند . مجلس پراكنده شد در حالى كه ابو عنان به مقام سلطنت رسيده بود و پايه‌هاى ملكش استوارى گرفته بود . ابو عنان به آرايش لشكر پرداخت و در قبة الملعب فرود آمد . حسن بن سليمان بن يزريكن را وزارت داد و فارس بن ميمون بن ودرار را رديف و معاون او قرار داد و ابن جرار را بر همگان برترى بخشيد و ابو عبد اللّه بن محمد بن القاضى عبد اللّه بن ابى عمر را كاتب و مشاور و رازدار خود در خلوتها گردانيد . پس دست عطا بگشود و بقاياى لشكر پدر را كه به نزد او گريخته بودند به خلعت وصلت بنواخت و نقايص كار ايشان بر طرف نمود و در همان حال كه آهنگ حركت به مغرب داشت خبر آوردند كه ونزمار فرزند ولّى سلطان ، عريف بن يحيى ، امير زغبه و مقدم بر همهء بدويان به آهنگ جنگ او مىآيد و اكنون همهء كسانى را كه بر پدرش سلطان ابو الحسن شورش كرده‌اند بر جاى خود نشانده و با جماعات عرب و زناتهء مغرب اوسط قصد تلمسان دارد . امير ابو عنان حسن بن سليمان وزير خود را به جنگ او گسيل داشت و با ساز تمام روانهء پيكار نمود و هر كه از بنى عامر - جنگجويان سويد - كه در حضرت او بودند با او همراه ساخت . وزير با سپاه خود بيامد و در تا ساله فرود آمد . ونزمار به جنگ شتافت اما سپاهش در هم شكست و بگريخت وزير از پى آنان بتاخت و اموال و خيمه‌ها و لشكرگاهشان بربود و با غنايم بسيار و پيروز به نزد سلطان خويش باز گرديد . امير ابو عنان به مغرب رفت و امارت تلمسان را به عثمان بن جرار داد و او را در قصر قديم در تلمسان ، جاى داد . تا آنگاه كه حوادث او با عثمان بن عبد الرحمان پيش آمد كه در اخبار آنها آورديم . چون ابو عنان به وادى زيتون رسيد ، از وزير حسن بن سليمان سعايت شد كه به سبب وفادارى نسبت به سلطان آهنگ قتل ابو عنان دارد و در اين باب با منصور صاحب اعمال مغرب دست در دست يك ديگر دارند ، زيرا او نيز خود را مطيع فرمان جدش مىشمارد . امير ابو عنان در كار او به شك افتاد . آنكه در حق او سخن‌چينى كرده بود نامه‌اى از او به دست داد كه چون ابو عنان آن را خواند بگرفتش و بر او بند بر نهاد و شب همان روز خفه‌اش كرد و شتابان رهسپار مغرب شد . منصور بن ابى مالك فرمانرواى فاس از آمدنش خبر يافت لشكر به مقابله بيرون آورد . دو لشكر در بيرون شهر تازى و در وادى ابوالا جراف مصاف دادند ، صفوف سپاه منصور در هم ريخت و يارانش بگريختند و به فاس رفتند و او خود در بلد الجديد تحصن گرفت . امير ابو عنان از پى او برفت . مردم از هر طبقه چون سيل به ابو عنان روى آوردند و بيعت كردند . امير ابو عنان در ربيع الاخر سال 749 بر در شهر لشكر فرود آورد و شهر را در محاصره گرفت و براى اين كار ، كارگران با آلات محاصره گرد آورد . بدان هنگام كه بر در بلد الجديد فرود آمد والى مكناسه را فرمان داد كه فرزندان ابو العلاء را كه در قصبه زندانى هستند آزاد كند . آزادشان كرد و به او پيوستند . مدت محاصره بلد الجديد به دراز كشيد تا مردم شهر در تنگى افتادند و در آرا و عقايدشان اختلاف