تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بود كه از آنجا عازم جهاد ميشدند . فرماندو پسر شانچو ناوگان خود را به جبل الفتح فرستاد و مسلمانان را سخت در محاصره آورد و اين كار يك سال تمام ادامه يافت . آنگاه فرناندو صاحب بارشلونه را هم پيام داد كه مردم اندلس را از پشت سر مورد حمله قرار دهد . او نيز به المريه آمد و در سال 709 آنجا را محاصره نمود . و بر آن آلات فرد كوفتن باردها نصب كرد . از آن جمله آن برج چوبين مشهور بود كه مسلمانان آن را آتش زدند و از باروهاى شهر به قدر سه قامت بلندتر بود . دشمن از زير زمين نقبى پهناور كند آن سان كه بيست سوار را از آن توان گذشتن بود . مسلمانان از اين حيله آگاه شدند و از روبروى آن آمدند نقبى را به همان پهنا آغاز كردند . دو لشكر در زير زمين به يك ديگر رسيدند و در همانجا نبرد آغاز كردند . ابن الاحمر ، عثمان بن ابى العلاء را با لشكرى به يارى اهل المريه فرستاد گروهى از مسيحيانى كه طاغيه براى محاصرهء مرشانه [ 1 ] فرستاده بود با آنان روياروى گرديد عثمان ايشان را در هم شكست و در نزديكى سپاه طاغيه فرود آمد و با ابرام تمام هر صبح و شام با آنان پيكار مىكرد تا به صلح گرايش يافتند و از محاصرهء شهر دست برداشتند . طاغيه در خلال اين احوال بر جبل الفتح غلبه يافت و سپاهش در شمانه [ 2 ] و اصطبونه موضع گرفت . عباس بن رحو بن عبد اللّه و عثمان بن ابى العلاء با سپاهى به يارى مردم آن دو شهر رفتند . عثمان بر لشكرگاه اصطبونه غلبه يافت و سردارشان الفونسو پترس [ 3 ] را كه با قريب سه هزار سوار آمده بود بكشت . آنگاه عثمان به يارى عباس رفت عباس به عوجين [ 4 ] رفت و در آنجا جماعات مسيحيان او را محاصره كردند و چون از آمدن عثمان خبر يافتند پراكنده شدند . طاغيه در بيرون جزيره الخضراء بود چون خبر يافت كه عثمان قوم او را كشتار كرده است با لشكر خود بدان سو روان شد . عثمان در راه با آنان روياروى گرديد و جمع كثيرى از زعماى ايشان را به قتل رسانيد . طاغيه خود . براى پيكار حركت كرد ، از آن سو اهل شهر به لشكرگاه او روى نهادند و خيمه‌ها و هر چه بر جاى نهاده بودند تاراج كردند . مسلمانان را حمله‌اى ديگر ميسر شد و با غنايم و اسيران بسيار باز گرديدند . طاغيه در پى اين هزيمت در سال 712 بمرد . او فرناندو پسر شانچو بود . پس از او پسرش هنشه كه كودكى خردسال بود جانشين او گرديد . او را تحت كفالت عمش دون بطره پسر شانچو زعيم مسيحيان جوان قرار دادند و بدين گونه كارشان به استقامت آمد . سلطان ابو سعيد عثمان مرينى سرگرم كار مغرب و خروج پسرش بر ضد او شد . مسيحيان فرصت يافتند و در سال 718 به غرناطه لشكر بردند و لشكرگاه و مردمش را مورد حمله قرار دادند . مردم اندلس از سلطان يارى طلبيدند و
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: فرشانه . [ ( 2 ) ] در نسخهB: سمايه . [ ( 3 ) ] در نسخهB: الفيش بترس و در نسخهءG: الفيش بيرس . [ ( 4 ) ] در نسخهB: غوجين و در نسخهC: غرحين .