مردم شهر خود به نزد او آيد . امير ابو على او را نيك بنواخت و اكرام كرد و بر مقام و منزلتش در افزود و از او خواست دبيرىاش را بر عهده گيرد عبد المهيمن امتناع مىكرد . چون در تصميم خويش راسخ بود در سال 712 به عامل خود كه در سبته بود نوشت كه عبد المهيمن را نزد او فرستد .
چون بيامد منصب دبيرى و نگاشتن علامت خود را به او واگذار كرد .
در آن هنگام كه ابو على بر پدر خويش عصيان ورزيد ، عبد المهيمن به پسر ديگر سلطان يعنى امير ابو الحسن پيوست . چون با ابو على مصالحه شد كه از بلد الجديد برود و ميان سلطان ابو سعيد و پسرش شروطى نهاده شد از جملهء آن شروط اين بود كه عبد المهيمن با او باشد . سلطان نيز اين شرط بپذيرفت . اين امر بر امير ابو الحسن گران آمد و سوگند خورد كه عبد المهيمن را خواهد كشت .
عبد المهيمن بترسيد و كار خود به سلطان باز گذاشت و خود را بر دست و پاى او افكند . سلطان را بر او دل بسوخت و گفت نه نزد ابو على رود و نه نزد ابو الحسن بلكه در خدمت او باشد و عبد المهيمن را در لشكرگاه خود جاى داد . عبد المهيمن نزد سلطان ماند و از خواص منديل كنانى بزرگ دولت و زعيم خاصه شد . منديل دختر خود را به او داد . چون منديل مورد خشم واقع شد ، سلطان نگاشتن علامت خود را به ابو القاسم بن ابى مدين واگذار كرد . ابو القاسم بن ابى مدين در اين كار بصيرت و مهارتى نداشت و خواندن نامهها و اصلاح و انشاى جوابهاى آنها را به عبد المهيمن رجوع مىكرد .
سلطان از ماجرا خبر يافت و ابو القاسم بن ابى مدين را از آن شغل بر كنار نمود و بار ديگر در سال 718 عبد المهيمن را به آن كار گماشت . اين امر سبب شد كه در مجلس سلطان جاى پاى استوار كند و آوازهاش در همه جا پيچيد . عبد المهيمن در ايام سلطان ابو سعيد و پسرش ابو الحسن بعد از او بر همين منوال ببود تا در سال 749 در طاعون تونس هلاك شد و اللّه خير الوارثين .
خبر از يارى خواستن مردم اندلس از سلطان و هلاكت بطره در غرناطه
طاغيه شانچو پسر الفونسو [ 1 ] بعد از مرگ فرناندو [ 2 ] كه در سال 682 مرده بود بر مردم اندلس غلبه يافته بود .
از آن هنگام كه شانچو بر طريف غلبه يافته بود ، سلطان يوسف بن يعقوب سرگرم دشمن خود بنى يغمراسن بود نوادگان او نيز همانند نيايشان همه به ايشان مىپرداختند و يارى مسلمانان اندلس كوتاهى كردند . شانچو در سال 693 درگذشت و پسرش فرناندو به جاى او قرار گرفت فرناندو لشكر به جزيرة الخضراء برد . اين جزيره براى بنى مرين به منزلهء پايگاهى در آن سوى دريا
هامش
[ ( 1 ) ] در متن همه جا اذفونش .
[ ( 2 ) ] متن همه جا هرانده .