ابو حمو تا دور دست مغرب اوسط را تصرف كرد و با دولت موحدين هم مرز شد . نيز در سال 712 بر تدلس غلبه يافت . آنگاه بر مولانا سلطان ابو يحيى به سبب گفتگوهايى كه ميان ايشان در ايام شورش ابن خلوف در بجايه ، رخ داده بود دست تجاوز گشود و عزم نبرد بجايه نمود . ابو حمو را هواى تسخير بلاد موحدين در سر افتاد و لشكريان او سرزمين موحدين را زير پى سپردند و شهرهايشان ، بجايه و قسنطينه را در محاصره آوردند و بجايه بيشتر مورد توجه بود . سلطان ابو حمو به سردارى پسر عم خود مسعود بن ابى ابراهيم براى فشار بر بجايه لشكرى گسيل داشت . در خلال اين احوال خروج محمد بن يوسف بن يغمراسن بر ضد او و قيام بنى توجين اتفاق افتاد و كوهستان وانشريش از قلمرو او خارج گرديد .
حال بر اين منوال بود تا در سال 717 سلطان ابو حمو هلاك شد و ابو تاشفين عبد الرحمان به جاى او نشست . ابو تاشفين تصميم گرفت فتنهء پسر عم خود محمد بن يوسف را فرو نشاند . پس با سپاه بنى عبد الواد به سوى او رفت و با او در پناهگاهش كوهستان وانشريش نبرد در پيوست .
عمر بن عثمان بزرگ بنى تيغرين در حق او مكر كرد او را بگرفت و در سال 719 بكشت و به بجايه رفت و بر در شهر فرود آمد . حاجب ابن غمر به مقاومت پرداخت . يك روز يا كمتر از يك روز درنگ كرد و سپس به تلمسان باز گرديد و دسته دسته لشكر خود را به بجايه فرستاد . و براى استقرار سپاهيان خويش دژها برآورد . از جمله در وادى بجايه دژ فكر را ساخت و سپس در تيكلات در نزديكى آن شهرى پى افكند و آن را دژ تيمزيزدكت ناميد . اين دژ به نام دژى بود كه در آغاز كارشان در كوهى روبروى وجده ساخته بودند . يغمراسن در نبرد خود با على السعيد به آنجا موضع گرفت و شهر تيكلات را نيز بساخت و از آذوقه و سپاه بينباشت و آن را ثغر مملكت خود گردانيد و لشكر خويش را در آن جاى داد . موسى بن على العزفى از رجال دولت خود و دولت پسرش را بر آن فرماندهى داد . امراى كعوب از بنى سليم او را به تصرف افريقيه - به هنگامى كه با سلطان ابو يحيى به مخالفت برخاسته بودند - تحريض كردند . سپاهيان زناته با ايشان بيامدند و فرمانروايى تونس را به چند تن از اعيان آل حفص چون : امير ابو عبد اللّه محمد بن ابى يحيى لحيانى و ابو عبد اللّه محمد بن ابى بكر بن عمران و ابو اسحاق بن ابى يحيى الشهيد يكى پس از ديگرى داد و ما در اخبارشان آورديم . جنگهايشان بر دوام و پياپى بود تا آنگاه كه سپاه موحدين حملهء مشهور خود را در رياش از نواحى مرماجنه در سال 729 آغاز كرد در اين حمله سپاه زناته با حمزة بن عمر امير بنى كعب و بدويان وابسته به او به سوى سلطان ابو يحيى آمدند . يحيى بن موسى از پروردگان دولت آل يغمراسن سردارى اين سپاه را بر عهده داشت .
محمد بن ابى عمران بن ابى حفص را به فرمانروايى نصب كردند . عبد الحق بن عثمان از بزرگان بنى عبد الحق با فرزندان و خويشاوندانش نيز با ايشان بودند . عبد الحق بن عثمان - چنان كه
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٨٣