تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
حسن بن على به مكان قبلى خود در مجلس سلطانى - پس از گرفتن امان - باز گرديد . چون حسن بن على وارد تازى شد ريشه فساد بركند و اثر نفاق محو نمود و از اطرافيان و طرفداران شورشيان جمعى را بكشت و اسير كرد . سلطان ابو الربيع در اثناى اين احوال بيمار شد و چند شب بعد از بيمارىاش در پايان جمادى الاخر سال 710 بمرد او را در صحن مسجد جامع تازى به خاك سپردند و با سلطان ابو سعيد عثمان بن يعقوب بيعت به عمل آمد و ما ان شاء اللّه از آن ياد خواهيم كرد .

خبر از دولت سلطان ابو سعيد عثمان دوم بن يعقوب و حوادث همراه با آن

چون سلطان ابو الربيع سليمان بن ابى عامر بمرد ، عمش عثمان بن سلطان ابو يعقوب معروف به نام مادرش - ابن قضيب [ 1 ] به دعوى برخاست پس از پاسى از شب وزرا و مشايخ در قصر جمع شدند و در باب امارت و شيخ خويشاوندان و بزرگترين نامزدان جانشينى عثمان بن يعقوب بن عبد الحق به مشورت پرداختند . خواهر عثمان بن يعقوب كه عريبه نام داشت آنان را وعده‌هاى جميل داد و بر ايشان اموالى گسيل داشت . پس به جانشينى عثمان بن يعقوب بن عبد الحق كه ابو سعيد لقب داشت راى دادند . در اين اثنا عثمان بن ابى يعقوب بيامد ، با او بيعت كردند و نامه به نواحى مملكت فرستادند كه با او بيعت كنند . سلطان جديد ، ابو سعيد پسر خود امير ابو الحسن بن عثمان را به فاس فرستاد او در غرهء ماه رجب سال 710 به شهر در آمد و به قصر داخل شد و بر اموال و ذخايرى كه در آنجا بود چنگ انداخت . سلطان صبح همان شب ، در بيرون شهر تازى مراسم گرفتن بيعت به عمل آورد . بنى مرين و ديگر زناته و قبايل عرب و سپاهيان و حواشى و موالى و پروردگان و علما و صلحا و نقباى مردم و رؤساى ايشان و خاصه و عامه با سلطان بيعت كردند سلطان به كار ملك پرداخت و مردم را عطا داد و در كار دواوين نگريست و به عرايض و شكايات مردم گوش داد و از باج و خراجها فرو كاست و زندانيان را آزاد كرد و آنچه به نام رباع از مردم فاس مىگرفتند ، لغو نمود . در بيستم ماه رجب به فاس پايتخت خويش باز گرديد . از اطراف بلاد مغرب رسولانى براى تهنيت بيامدند . در ماه ذو القعده به رباط الفتح رفت تا به تفقد احوال پردازد و در امور رعايا نظر كند و براى جهاد آماده شود و ناوگانى را كه بدان نياز هست مهيا گرداند . چون مراسم عيد اضحى به جاى آورد به فاس پايتخت خود باز گرديد . سپس در سال 711 برادر خود امير ابو البقاء يعيش را امارت ثغور اندلس يعنى شهرهاى جزيرة الخضراء و رنده و دژهاى متعلق به آن را داد . در سال 713 به مراكش رفت كه در آنجا اختلالاتى پديد آمده بود و عدى بن هنوى هسكورى اطاعت نقض كرده عصيان آشكار كرده بود . سلطان ابو سعيد آن شهرها محاصره كرد و دژ را به جنگ بستد و
هامش
[ ( 1 ) ] ب : قضنيت .