تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
در بند كشيد . عمر بن رحو را فرمانرواى اندلس به جاى پسر عمش عثمان بن ابى العلاء هنگامى كه از دريا گذشته و به جهاد رفته بود در آنجا گماشته بود . اين پيروزى را به سلطان خبر داد بزرگان و اعيان از مشايخ سبته و اهل شور به نزد او آمدند خبر به ابن الاحمر رسيد . بيمناك شد و از تجاوز سلطان و سپاه مغرب كه به ساحل رسيده بودند بترسيد . طاغيه كه در اين ايام در جزيرة الخضراء فرود آمده بود با گردن نهادن به صلح از آنجا بيرون آمد . البته اين تسليم به صلح به سبب آن بود كه در اثر محاصره به جزيرة الخضراء رنج بسيار رسيده بود و دشمن به جبل الفتح آمده و بر او و كشورش غلبه يافته بود . يكى از زعماى دولتش معروف به آلفونسو منهزم شده بود . ابو يحيى بن عبد اللّه بن ابى العلاء فرماندهء لشكر مالقه او را منهزم ساخته بود . پس از تصرف جبل الفتح او را ديده بود كه در بلاد به گردش پرداخته است مسيحيان به هزيمت شدند و به سختى آنان را كشتار كردند . فتح جبل الفتح در نظر مسلمانان بزرگ آمد . سلطان ابو الجيوش رسولان خود بفرستاد كه خواستار صلح و دوستى بودند و تا سلطان را به جهاد با دشمنان ترغيب كند از جزيرة الخضراء و رنده و دژهاى آن دست برداشت و تسليم سلطان نمود . سلطان از او بپذيرفت و آن سان كه مقبول او بود پيمان صلح منعقد شد و خواهر خود را به او داد و براى يارى او در امر جهاد اموال و اسبان و اشتران راهوار فرستاد . اين مددها به وسيلهء عثمان بن عيسى اليرنيانى برسيد و ميان آنان روابط صلح و دوستى بر قرار بود تا آن زمان كه سلطان از دنيا برفت و البقاء للّه وحده .

خبر از بيعت عبد الحق بن عثمان بن تمايل وزير و مشايخ و پيروزى سلطان ابو الربيع بر آنان سپس هلاكت او

رسولان ابن الاحمر در خلال اين مصالحه و مكاتبه پى در پى به درگاه سلطان مىآمدند . در يكى از هيئتها يكى از توانگران ايشان بود كه به گناهان كبيره تجاهر مىكرد . از جمله معلوم شد كه شراب مىخورد و بدان مداومت مىورزد . سلطان از آغاز ماه جمادى الاول سال 709 ابو غالب المغيلى قاضى فاس را عزل كرده بود و امر قضا و اجراى احكام به عهدهء شيخ صاحب فتوا ابو الحسن ملقب به الصغير واگذشته بود . ابن شيخ در نهى از منكر سختگير بود چنان كه گاه دچار وسواس زهد عجمان مىشد و حدود را بيش از حد متعارف اهل شريعت در شهرهاى ديگر اجرا مىكرد . روزى اين رسول را مست به نزد او آوردند . عدول نيز حاضر شدند و دهانش را بوييدند و به شرابخوارى او شهادت دادند و حكم خدا دربارهء او اجرا گرديد . اين امر سبب فتنه‌اى بزرگ شد . رسول كه او را حد زده بودند راه بر وزير ، رحو بن يعقوب الوطاسى كه با مركب خود از سراى سلطان مىآمد بگرفت و جامه از تن دردمند برداشت و جاى تازيانه‌ها را به او نشان داد . و او را از چنين معامله‌اى با