سپاهى به سبته فرستاد . ابو سالم روزى چند دست به پيكار زد ولى باز گرديد . سلطان ابو يوسف بعد از او برادرش يعيش بن يعقوب را فرستاد و او را در طنجه فرود آورد و سپاه مجهز كرد و طنجه را ثغر او قرار داد . عثمان بن ابى العلاء به جنگ آمد و يعيش نخست از طنجه باز پس نشست و به قصر رفت . عثمان از پى او به قصر رفت ولى ساكنان قصر سواره و پياده و تيراندازان همراه با يعيش بيرون آمدند و به وادى ورا رسيدند و پس از نبردى منهزم شده به شهر باز گرديدند . عمر [ 1 ] بن ياسين بمرد . عثمان يك روز در برابر قصر به پيكار پرداخت و روز بعد به قصر داخل شد و اين قضايا مقارن مرگ سلطان ابو يوسف يعقوب بود . يعيش بن يعقوب از بيم ابو ثابت بگريخت و به عثمان بن ابى العلاء پيوست .
چندى كار او در آن نواحى استقامت و رونقى يافت . و سلطان ابو ثابت از آن هنگام كه به مغرب آمده بود سرگرم شورش يوسف بن محمد بن ابى عياد در مراكش بود ، از اين رو به عثمان نمىپرداخت و چون از آن كار فراغت يافت ، عبد الحق بن عثمان بن محمد بن عبد الحق از رجال خاندان مرينى را به جاى عم خود يعيش بن يعقوب ، به جنگ عثمان بن ابى العلاء فرستاد . عبد الحق در حركت آمد و عثمان به مقابله بيرون شد . اين واقعه در اواسط ماه ذو الحجة سال 707 بود .
عبد الحق منهزم شد و در اين پيكار جمعى از روميان كشته شدند و عبد الواحد الفودودى از رجال دربار سلطان كه نامزد وزارت بود نيز كشته شد . عثمان به قصر كتامه شد و جنگ در پيوست و بر حوالى و اطراف آن مستولى گرديد . در پى اين حادثه سلطان از جنگ مراكش بازگشت . در آنجا ريشهء فتنه و نفاق را بركنده بود . پس عزم حركت به بلاد غماره نمود تا رسم دعوت ابن ابى العلاء را براندازد كه ناحيهء مغرب را به خطر افكنده بود . سلطان مىخواست او را به عقب براند و سبته را از دست ابن الاحمر به در آورد زيرا سبته پايگاهى شده بود براى كسانى از خويشاوندان و بزرگان خاندان كه قصد خروج داشتند و از سوى ديگر كسانى كه به قصد جهاد فى سبيل اللّه به آن سوى دريا مىرفتند از سبته حركت مىكردند .
سلطان ابو ثابت در اواسط ماه ذو الحجة سال 707 از فاس در جنبش آمد . چون به قصر كتامه رسيد ، سه روز در آنجا درنگ كرد تا لشكريان برسيدند و عرض لشكر پايان گرفت . عثمان بن ابى العلاء از برابر او بگريخت و سلطان از پى او روان شد و به دژ علودان فرود آمد و آنجا را به جنگ بستد و بيش از چهار صد نفر را بكشت . سپس به شهر دمنه رفت آنجا را نيز بگشود و كشتار كرد و اسير گرفت زيرا مردم اين بلاد به فرمان ابن ابى العلاء در آمده بودند و او را در گرفتن و غارت كردن قصر يارى كرده بودند . سلطان پس از اين فتوحات به طنجه رفت و در آغاز سال 708 به طنجه
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهC: محمد .