تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
هانى بن بكور ضريسى گويد : كاهنه شصت و پنج سال بر آنان فرمان راند و صد و بيست و هفت سال در جهان بزيست . قتل عقبة بن نافع در جنوب كوه اوراس به تحريض او اتفاق افتاد . مسلمانان از اين امر آگاه بودند چون جمع بربرها پراكنده شد و كسيله به قتل رسيد لشكر بر سر كاهنه ، به پناهگاهش در كوههاى اوراس ، فرستادند ، بنى يفرن و قبايل زناته و ديگر بربرهاى ابتر به گرد او آمده بودند . كاهنه در دشتى در برابر كوهستان خود با آنان روياروى شد . مسلمانان منهزم شدند و كاهنه با سپاه خود از پى ايشان براند تا آنان را از افريقيه بيرون راند . حسان بن النعمان به برقه رسيد و در آنجا درنگ كرد تا از سوى عبد الملك مدد رسيد . آنگاه در سال 74 بر سر آنان تاخت و جمعشان بپراكند و سركوبشان نمود و كاهنه را كشت و كوهستان اوراس را به جنگ بگرفت و قريب به صد هزار تن را به قتل آورد . كاهنه را دو پسر بود كه پيش از اين واقعه به حسان بن النعمان پيوسته بودند . مادرشان به آن دو سفارش كرده بود ، زيرا به وسيله شيطان خود از آينده خبر داشت . حسان نيز آن دو را بپذيرفت . و اسلامشان نيكو شد و از فرمانبردارى منحرف نشدند . حسان ، امارت قومشان جراوه را به آن دو داد و به كوهستان اوراس فرستادشان ولى پس از چندى آن بقايا نيز پراكنده گرديدند و منقرض شدند و جراوه در ميان قبايل ديگر بربر متفرق شد ، قومى از ايشان در ساحل مليله‌اند ، آنان را در ميان همسايگانشان در آن حوالى آثارى است . چون موسى بن ابى العافيه در آغاز قرن چهارم بر ابو العيش غلبه يافت و تلمسان را از او بستند ، ابو العيش به آنان روى آورد و در ميان آنان فرود آمد و در آنجا قلعه‌اى بنا كرد ولى آن قلعه بعدها ويران شد . و ما به اين واقعه اشارت خواهيم كرد . بقاياى ايشان تا به امروز در آنجا هستند و در يطوفت و متعلقات آن از قبايل غماره مندرج شده‌اند . و اللّه وارث الارض و من عليها .

خبر از آغاز دولتهاى زناته در اسلام و رسيدن فرمانروايى به آنان در مغرب و افريقيه

حوادث رده در افريقيه و مغرب پايان گرفت و بربرها به حكم اسلام و فرمانروايى عرب گردن نهادند . خلفاى بنى اميه خلافت و رياست عرب را قبضه كردند و در دمشق بر سرير فرمانروايى نشستند و بر امم و اقطار بسيار غلبه يافتند و از هند و چين در شرق تا فرغانه در شمال و حبشه در جنوب تا بربر در مغرب و بلاد جلالقه و افرنجه در اندلس را زير فرمان خويش در آوردند . اسلام در همه جا گسترش يافت و دولت عربى بر امم گوناگون مستولى شد . آنگاه بنى اميه ، به بنى هاشم پرداختند زيرا بنى هاشم به عبد مناف نسب مىرسانيدند و خود را به وصيت مستحق خلافت مىدانستند و پى در پى دست به خروج مىزدند ، از اين رو بنى اميه خونشان را ريختند و به زندان