تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
آمد و افواجى از سپاهيان خود را به دار الحرب فرستاد . اينان پيش راندند و دست به كشتار و تاراج زدند و سلطان بار ديگر خود رهسپار غزاى طليطله شد . سلطان در غرهء ماه ربيع الثانى سال 682 در حركت آمد و برفت تا به قرطبه رسيد و به كشتار و تاراج و خراب كردن آباديها و گشودن دژها پرداخت . آنگاه به البيره راند و لشكرگاه در بيرون شهر بياسه نهاد و شتابان از راه بيابان برفت . به مدت دو شب به البيره از نواحى طليطله رسيد . سپاه سلطان در آن نواحى دست به تاراج و كشتار زد و آن قدر تاراج كرده بود كه به سبب سنگينى بارهاى غنايم رفتن به طليطله نتوانست . فقط كشتار بسيار كرد و از راه ديگر بازگشت و همچنان مىكشت و ويران مىكرد تا به ابِده رسيد و بر در شهر بايستاد و دشمن به درون شهر پناه برده بود . سلطان به لشكرگاه خود در بياسه باز گرديد و سه روز همچنان به ويرانگرى پرداخت . چنان كه همهء درختان آن ببريد . سلطان به جزيره باز گرديد و در ماه رجب به شهر در آمد و غنايم را تقسيم كرد و خمس آن جدا نمود . نوادهء خود عيسى پسر امير ابو مالك را به امارت جزيره معين كرد . عيسى دو ماه بعد در جنگى كشته شد . سلطان در غرهء ماه شعبان به مغرب آمد . پسرش ابو زيان منديل در خدمت او بود . سه روز در طنجه ماند سپس شتابان به فاس رفت . روز آخر شعبان به فاس داخل شد و روزهء ماه رمضان در آنجا به جاى آورد و به مراكش آمد تا به تمهيد امور و اصلاح احوال آن پردازد . و در اوضاع نواحى سلا و ازور نظر اندازد . پس دو ماه در رباط الفتح درنگ كرد . و در آغاز سال 683 وارد مراكش شد . در آنجا از مرگ طاغيه الفونسو و گرد آمدن مسيحيان بر فرزندش شانچو كه بر او خروج كرده بود ، خبر يافت . بار ديگر آهنگ جهاد كرد . نخست فرزند و وليعهد خود امير ابو يعقوب را با سپاهى به بلاد سوس ، به جنگ عربها و منع تجاوز ايشان و محو آثار عصيانگران فرستاد . اين سپاه برفت و خود نيز از پى او روان شد تا به ساقية الحمراء پايان آباديهاى بلاد سوس رسيد . بيشتر عربها از تشنگى و گرسنگى در صحرا مردند . چون امير ابو يعقوب از بيمارى امير المسلمين آگاه شد باز گرديد . چون به مراكش رسيد بار ديگر به شكرانهء سلامت پدر عازم غزوه جهاد شد و ما از آن ياد خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از حركت سلطان ابو يوسف بار چهارم به اندلس و محاصرهء شريش و غزوات او در اين ايام

چون امير المسلمين ابو يوسف يعقوب عزم آن كرد كه از آب بگذرد ، سپاهيان و حاشيهء خود را عرض داد و نقايص بر طرف ساخت و كس فرستاد و قبايل مغرب را به جنگ فرا خواند و در ماه جمادى الاخر سال 683 از مراكش بيرون آمد و در اواسط شعبان به رباط الفتح رسيد و ماه رمضان را براى اداى فريضه و عبادت در آنجا درنگ كرد . سپس به قصور مصموده حركت كرد و سپاهيان