تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
تاراج و آشوب و ويرانى زدند . سلطان ابو يوسف ، بنى توجين را اجازت داد كه به بلاد خود باز گردند و خود همچنان تلمسان را در محاصره داشت . سعيش آن بود كه محمد بن عبد القوى و قومش به مواضع خود در كوه وانشريش رسند ، مبادا مورد هجوم يغمراسن واقع گردند . سپس از محاصره دست برداشت و به مغرب رفت و در ماه رمضان سال 680 به فاس داخل شد و از آنجا راهى مراكش گرديد و در آغاز سال 681 به شهر در آمد . پسر خود امير ابو يعقوب را به سوس فرستاد تا بر آن استيلا يابد . در مراكش كه بود رسولان طاغيه برسيدند و از او بر ضد پسرش شانچو كه به خلاف پدر برخاسته بود يارى طلبيدند . سلطان اين اختلاف ميان پسر و پدر را براى جهاد مغتنم شمرد و شتابان از آب بگذشت و به اندلس داخل شد و اللّه تعالى اعلم .

خبر از حركت سلطان ابو يوسف بار سوم به اندلس به خواهش طاغيه به سبب خروج شانچو پسرش بر ضد او و تفرق كلمهء مسيحيان و عواقب اين غزوات

چون سلطان ابو يوسف يعقوب از جنگ تلمسان به فاس آمد و به مراكش رفت ، در آنجا رسولان طاغيه كه همه از بطريقان و زعماى دولت او و بزرگان ملتش بودند به نزد او آمدند و خواستند كه بر ضد فرزندش شانچو به ياريش شتابد . شانچو با جماعتى از مسيحيان بر ضد پدر خروج كرده بود و بر او غلبه يافته بود . از اين رو از امير المسلمين ابو يوسف يارى خواسته بود و او را به جنگ مخالفان خود فرا خوانده بود و اميد آن داشت كه ملك از دست رفته باز ستاند . و امير المسلمين بدين اميد كه اين افتراق سبب پيروزى او خواهد شد ، به ندايش پاسخ داد و لشكر به حركت آورد تا به قصر المجاز رسيد و مردم را به همراهى خويش به سوى جهاد فرا خواند . سپس از آب گذشت و در جزيرة الخضراء فرود آمد . ورود او به خاك اندلس در ماه ربيع الثانى سال 681 بود . همهء جنگجويان ثغور اندلس با ساز و سلاح خويش به دو پيوستند و برفت تا بر صخرهء عياد [ 1 ] فرود آمد . در آنجا طاغيه به اميد يارى سلطان با ذلت تمام در برابر عزت اسلام قرار گرفت و به ديدار سلطان آمد . سلطان مقدم او گرامى داشت و از تعظيم و تكريم او هيچ فرونگذاشت و صد هزار دينار ( يا درهم ) از خزانهء اموال مسلمين براى هزينه‌هايش به دو ارزانى داشت و در برابر آن تاجى را كه از پدرانش به او به ارث رسيده بود به گرو گرفت و اين تاج تا اين عهد همچنان در خاندان ايشان باقى است و موجب مباهاتشان . سلطان با او برفت تا به دار الحرب داخل شد و در قرطبه فرود آمد . شانچو پسر طاغيه كه بر او خروج كرده بود با جماعتى از ياران خود در آنجا بود . روزى چند مصاف
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: عناد .