زنان و كودكان در شهر پراكنده شدند . جنگجويان مسلمان هر چه مسيحيان در لشكرگاه بر جاى نهاده بودند بربودند . آن قدر گندم و خورشها و ميوهها بيرون آوردند كه تا چند روز بازارهاى شهر پر از كالا بود تا از ديگر نواحى آذوقه به شهر رسيد .
امير ابو يعقوب يوسف بن يعقوب بر فور خود از آب بگذشت و دشمن را در هر جا به وحشت افكند ولى بيم فتنهء ابن الاحمر او را از جنگ با طاغيه مانع مىآمد . ابو يعقوب چنان ديد كه با طاغيه پيمان صلح بندد و با او در نبرد غرناطه و ابن الاحمر همدست شود . طاغيه نيز از بيم ايشان به اين صلح رضا داد . ديگر آنكه از ابن الاحمر به سبب گسستن پيمانش كينه به دل داشت . پس چند تن از اسقفها را براى انعقاد پيمان دوستى بفرستاد امير ابو يعقوب آنها را نزد پدر خود امير المسلمين ابو يوسف فرستاد . سلطان از كردهء پسر به خشم آمد و آنان را بى آنكه به سخنشان گوش دهد باز گردانيد . ابو يعقوب پسر سلطان ابو يوسف با رسولان مردم جزيره به نزد پدر آمد و با سلطان در سوس ديدار كردند . سلطان پسر خود ابو زيان منديل را بر آنان امارت داد . او به جزيره فرود آمد و با طاغيه پيمانى محكم ساخت . آنگاه ، به مريله [ 1 ] راند كه در طاعت ابن الاحمر بود . و از خشكى و دريا شهر را مورد حمله قرار داد . مربله مقاومت ورزيد و سلطان بار ديگر به جزيره باز گرديد . مردم قلاع غربى از بيم طاغيه به سلطان اظهار اطاعت كردند . سپس از مغرب مدد رسيد و سلطان لشكر به رنده برد . رنده نيز سخت مقاومت كرد . در اين احوال طاغيه به درون اندلس پيش مىرفت . ابن الاحمر نيز در غرناطه با بنى اشقيلوله و ابن الدليل مىجنگيد . پس از چندى ابن الاحمر با بنى مرين از در آشتى در آمد و به فرزند سلطان يعنى ابو زيان پيشنهاد صلح داد . و در مربله - چنان كه خواهيم گفت - با او ديدار كرد .
چون سلطان از لشكرگاه خود ، در كوه سكسيوى حركت كرد ، آهنگ سوس نمود . سپس سپاه خود را به جنگ روان نمود و خود از راه به مراكش بازگرديد و چون جنگهاى بربر پايان گرفت به فاس رفت و از آنجا به همهء آفاق پيام فرستاد و مسلمانان را به جهاد فرا خواند . در رجب سال 678 در حركت آمد تا به طنجه رسيد . در آنجا اختلال احوال مسلمانان را بعيان مشاهده كرد و ديد كه چسان فتنهء ابن الاحمر سبب تقويت طاغيه شده و چگونه او را به بلعيدن سراسر جزيرهء اندلس ترغيب كرده است . بنى اشقيلوله كه در رياست با ابن الاحمر رقابت داشتند با طاغيه يار شدند . رئيس ، ابو الحسن بن ابى اسحاق صاحب وادى آش به يارى طاغيه شتافت و با او در سال 679 پانزده روز در غرناطه بود . سپس از محاصرهء غرناطه دست برداشتند . جمعى از زناته كه در سپاه غرناطه بودند با طاغيه روياروى شدند ، سردار اينان طلحة بن يحيى محلى و تاشفين بن معط بزرگ تيربيغين در دژ
هامش
[ ( 1 ) ] پندارم كه مرتله درست باشد . در نسخهF: مريله و در نسخهB: مزيله و درC: مديله آمده است .