تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سال 673 اتفاق افتاد . پسرش ابو سعيد فرج [ 1 ] به دار الحرب گراييد و در همان سال بازگشت و در مالقه كشته شد . چون سلطان در سفر نخستين به سال 674 به اندلس رفت ، ابو محمد همراه با ابن الاحمر او را در جزيره بديد . سلطان با آن دو در باب جهاد به گفتگو پرداخت و آن او را به مستقرشان باز گردانيد . چون در سفر سوم به سال 676 براى جهاد رهسپار اندلس گرديد آن دو رئيس پسران اشقيلوله ، ابو محمد صاحب مالقه و برادرش ابو اسحاق صاحب وادى آش و قمارش به نزد او آمدند و با او به جهاد رفتند به هنگام بازگشت ابو محمد صاحب مالقه بيمار شد و در آغاز ماه جمادى همان سال بمرد . پسرش محمد در آخر ماه رمضان به سلطان ابو يوسف پيوست و چنان كه گفتيم هنگام بازگشتن سلطان از جهاد ، او در جزيره بود . در آنجا از قلمرو خويش چشم پوشيد و از سلطان خواست كه به حيازت آن پردازد . سلطان نيز پسر خود ابو زيان منديل را به امارت آنجا فرستاد . ابو زيان منديل با جماعتى به صوب مقر فرمانروايى خويش حركت كرد . به هنگامى كه ابن اشقيلوله به ديدار سلطان مىرفت ، پسر عم خود محمد الازرق بن ابى الحجاج يوسف بن الزرقاء را فرمان داد كه قصبه را خالى كند و آن را براى سلطان آماده سازد . اين كار در مدت سه شب پايان پذيرفت . امير ابو زيان لشكرگاه بيرون مالقه بر پا كرد و محمد بن عمران بن عبله را با گروهى از رجال بنى مرين به قصبه فرستاد محمد بن عمران در آنجا فرود آمد و زمام امور شهر به دست گرفت . چون خبر وفات ابو محمد بن اشقيلوله به ابن الاحمر رسيد او را هواى تصرف مالقه در سر افتاد و مىپنداشت كه پسر خواهرش تابع او خواهد بود از اين رو وزير خود ابو سلطان عزيز الدانى را به مالقه فرستاد او در خارج شهر به لشكرگاه امير ابو زيان برخورد كرد اميد آن داشت كه با آمدن او ابو زيان به سود ابن الاحمر از مالقه برود ولى از راى خويش بازگشت . ابو زيان سه روز مانده از ماه به شهر درآمد و دانى از آنجا برفت . چون سلطان روزهء ماه رمضان را در جزيره به جاى آورد به سوى مالقه آمد . در روز ششم شوال به شهر در آمد و مردم در روزى ديدنى و فراموش ناشدنى از شهر بيرون آمدند و از ورود سلطان شاديها كردند . سلطان تا پايان سال در آنجا بماند سپس منشور امارت آن به نام عمر بن يحيى بن محلى از پروردگان دولت خود صادر فرمود و پادگانى نيز در خدمت او نهاد . همچنين زيان بن ابى عياد بن عبد الحق را با گروهى از دليران و سلحشوران بنى مرين نزد او نهاد و در باب ابو محمد بن اشقيلوله وصيتها مؤكد نمود . سپس در سال 677 به سوى مغرب از آب بگذشت . دنيا از آمدن او به اهتزاز آمد و دلهاى مسلمانان از پيروزى مسلمانان در اندلس و اعتلاى رايت او بر هر رايت ديگر
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهBوC: فرح .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 219 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى