تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
پس فرستاد . امير المسلمين ابو يوسف پس از اين غزوه در اواسط ماه ربيع همان سال به جزيرة الخضراء باز گرديد و غنايم از اموال دشمن و اسيران ايشان و بردگان و چارپايان ميان مجاهدان تقسيم كرد . ولى نخست بر حسب كتاب و سنت خمس آنها را به بيت المال داد . گويند يك قلم از اين غنايم در اين جنگ صد و بيست و چهار هزار رأس گاو بود و از گوسفند آن قدر كه به شمار نمىآمد . و چهارده هزار و ششصد رأس اسب بود و هفت هزار و هشتصد و سى برده . گويند گوسفند به قدرى ارزان شد كه در جزيره هر يك به يك درهم به فروش مىرسيد . همچنين اسلحه را نيز شمارى نبود . امير المسلمين ابو يوسف يعقوب روزى چند در جزيره درنگ كرد . سپس در آغاز ماه جمادى به اشبيليه رفت و سراسر اقطار آن زير پى سپرد و قتل و تاراج بسيار كرد . آنگاه به شريش رفت و در آنجا نيز از كشتار و تاراج هيچ فرونگذاشت و پس از دو ماه كه در جنگ گذرانيده بود به جزيره باز گرديد . در اين انديشه شد كه بر كنار تنگه آن سوى آب براى اقامت سپاهيان شهرى پى افكند كه از رعيت دور باشد و از سپاهيان آنان را آزار نرسد . و در مكانى چسبيده به جزيره شهرى بنا كرد كه به البنيه مشهور شد و آن را زير نظر يكى از مردان مورد اعتماد خويش قرار داد . آنگاه از دريا گذشته و در ماه رجب سال 674 به مغرب روان شد و در قصر مصموده فرود آمد و فرمود كه بر گرد بادس كه بندر غماده بود بارويى برآورند . ابراهيم بن عيسى بزرگ بنى و سناف بن محيو را متولى بناى آن نمود و به فاس حركت كرد و ماه شعبان به شهر در آمد . احوال دولت خود نگريست و البلد الجديد را براى سكونت خود و اهل حاشيهء خود بنا كرد . و هر شورشگرى را كه در مغرب بود از پايگاهش فرود آورد و ما به شرح آن خواهيم پرداخت . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از پى افكندن البلد الجديد در فاس و حوادث مربوط به آن

چون ابو يوسف يعقوب از سفرهاى جهادى خويش باز گرديد و خداوند به دست او اسلام را يارى داد و مردم اندلس را عزيز گردانيد در مغرب از نعمت ديگرى برخوردار شد و آن ظهور و پيروزى و نيرومندى دوستانش و ريشه كن شدن عوامل فساد در دولتش بود . از جمله آنكه بقاياى بنى عبد المؤمن چون به هنگام فتح مراكش از آنجا گريختند به كوهستان تينملل رفتند . آنجا خاستگاه دعوت ايشان بود و گورگاه خلفايشان و پايتخت اسلافشان و سراى امامشان و مسجد مهديشان . موحدين همواره براى تيمن و تبرك هر چند گاه به زيارت آن مىرفتند و اين زيارت پيش از رفتن به غزواتشان بود تا در اعمال و مساعيشان قصد قربت رعايت شده باشد . چون اينان به پناهگاه ديرين خود رسيدند يكى از بزرگان بنى عبد المؤمن را براى قيام به امورشان برگزيدند . اين شخص اسحاق
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 214 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى