تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
هنگامى كه جاى پاى در ملك استوار كرد و بر شورشگران اندلس غلبه يافت و كارش استقامت گرفت ميانشان اختلاف افتاد . سبب آن بود كه ابو محمد بن اشقيلوله را بر مالقه امارت داد و ابو اسحاق را بر وادىاش . ابو محمد بن اشقيلوله در مالقه موضع خلاف گرفت و مالقه و نواحى غربى آن را از آن خود ساخت ولى در عين خلاف در برابر پادشاه مسيحى با او همدل و همگام بود - چون ابو محمد بن اشقيلوله خبر يافت كه سلطان ابو يوسف يعقوب بن عبد الحق از آب گذشته است جماعتى از مردم مالقه را نزد او فرستاد و بيعت خود اعلام نمود و گفت كه به يارى او خواهد شتافت . چون سلطان وارد سرزمين طريف شد سراسر اراضى ميان طريف و جزيرة الخضراء را سپاهيان او پر كردند . ابو سلطان ابو دبوس الفقيه محمد بن الشيخ ابن الاحمر صاحب غرناطه و رئيس ابو محمد بن اشقيلوله صاحب مالقه و ناحيهء غربى و برادرش ابو اسحاق صاحب و وادى آش به ديدار سلطان شتافتند و از آمدن او خشنودى نمودند و در امور جهاد با او به گفتگو پرداختند . سلطان بر فور آن دو را به بلاد خود باز گردانيد ولى ابن الاحمر به سبب برخى دلگرانيها خشمگين بازگشت . سلطان شتابان به فرنتره رفت و فرزند خود امير ابو يعقوب را به فرماندهى پنج هزار از سپاهيان خويش برگزيد و افواج لشكر خود بر روى اراضى دشمن به حركت در آورد و هر چه كشت و زرع يافت نابود كرد و هر چه درخت بود بركند و هر آبادى كه بر سر راهش آمد ويران نمود و هر چه اموال مردم بود تاراج كرد و جنگجويان را بكشت و زنان و كودكان را به اسارت برد تا به المدور و يابسه و ابِده رسيد . دژ بلمه [ 1 ] به جنگ بستد . به سوى دژهاى ديگر كه بر سر راهش بود روان گرديد . در حالى كه زمين از كثرت اسيران موج مىزد به استجه از شهرهاى مرزى دار الحرب رسيد . آنجا خبر آوردند كه دشمن براى نجات اسيران و باز پس گرفتن اموال خود مىآيد . زعيم رومى دننه با لشكر بزرگ از مسيحيان مىآيد . و از نوجوانان تا پيران را بسيج كرده است . سلطان غنايم را پيشاپيش بفرستاد و هزار سوار به نگهبانى آنها معين فرمود و خود از پى آن مىرفت . ناگاه رايات سپاه دشمن از پشت سر آشكار گرديد . سلطان صفوف لشكر منظم ساخت و سپاهيان را به جهاد تحريض كرد . زناته را عزم و رگ همت به جنبش آمد و در اطاعت پروردگار و دفاع از دين خود كمر بستند و جنگ را نيك پاى فشردند تا مسلمانان پيروز شدند . جمع مسيحيان پراكنده گرديد و زعيم ايشان دننه و بسيارى از سران اهل كفر كشته شدند . شمار بسيارى از سپاهيان طعمهء تيغ هلاك گرديدند . شمار كشتگان دشمن به شش هزار نفر رسيد و از مسلمانان نزديك به سى نفر را خداوند به فيض شهادت رسانيد . بدين گونه خداوند ياران خود را پيروز ساخت و دين خويش آشكار نمود . امير المسلمين ابو يوسف يعقوب بن عبد الحق سر سردار دشمن را به نزد ابن الاحمر فرستاد . ابن الاحمر آن سرباز
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهB: تلمه و درCبلمه بدون نقطه .