شد تا مردمى را كه از فرمان ايشان سر بر تافته و با دشمنانشان رابطهء دوستانه برقرار كرده بودند به گرد خود آورد . بزرگشان در اين روزگار نصر بن عمر بن عثمان بود . نصر با مسعود بن بو زيد بن خالدين محمد بن عبد القوى بيعت كرد . او از بيم جان خويش از زمرهء ياران عدى بن يوسف گسيخته بود . عدى بن يوسف و قومش با ايشان نبرد كردند . اينان مقاومت ورزيدند و ميانشان جنگهايى در گرفت كه عاقبت پيروزى نصيب نصر بن عمر گرديد . سپس عدى به هنگامى كه سلطان ابو الحسن از تونس به الجزاير مىرفت به او پيوست و مسعود در ميانشان باقى ماند . ابو سعيد بن عبد الرحمان چون با قوم خود بر تلمسان غلبه يافت او را بر قوم خود فرمانروايى داد و او همواره بر آن حال بود تا سلطان ابو عنان بر او چيره گرديد . و پس از آنكه به ميان زواوه گريخت در شمار متابعان او در آمد .
ابو عنان او را از مقامش فرود آورد و به فاس برد و ملك و دولتشان منقرض شد و نشان بنى عبد القوى بر افتاد .
نصر بن عثمان در حكومت وانشريش باقى ماند . سلطان ابو عنان او را منشور امارت داد و او همچنان بعد از او به دولت بنى مرين وفادار ماند تا آنگاه كه سلطان ابو حموى دوم موسى بن يوسف زمام حكومت بر دست گرفت و نصر به اطاعت او در آمد . سپس آتش فتنه ميان عربها و بنى عبد الواد در سالهاى 770 افروخته گرديد . عربها به ابو زيان بن سلطان ابو سعيد عم ابو حمو پيوستند . نصر بن عمر نيز به ايشان گرويد و چندى بر دعوت امير ابو زيان باقى ماند و در ايام فتنه كشته شد . بعد از او برادرش يوسف بن عمر همان راه و روش او در پيش گرفت . و اكنون كه سال 783 است ، فرمانرواى كوهستان وانشريش اوست با ابو حمو بر يك حال نيست گاه در اطاعت است و گاه در مخالفت . و الله مالك الامور . لا رب غيره .
خبر از بنى سلامه اصحاب قلعهء تاو غزوت . رؤساى بنى يدللتن از بطون توجين از اين طبقهء سوم و آغاز كار و سرگذشت ايشان
بنى يدللتن از شعوب بنى توجين بودند . به شوكت بيش و به شمار افزون و ميان ديگر بطون نام آورتر .
بنى عبد القوى ملوك بنى توجين به اين برترى اعتراف داشتند و حق ايشان رعايت مىكردند چون بعد از انقراض بنى يلومى و بنى ومانوا به ناحيهء تلول در آمدند ، بنى قاضى و بنى مادون كه دو تيره از آنها بودند ، در منداس وطن گرفتند . بنى يدللتن از پى ايشان آمدند و در حعبات و تاوغزوت جاى گرفتند . در اين عصر رياستشان با نصر بن عيسى بود . چون او بمرد پسرش مناد بن نصر به جايش نشست و پس از او برادرش على بن نصر سپس پسرش ابراهيم بن على و چون او بمرد برادرش سلامة بن على جانشين پدر شد و اين به هنگامى بود كه دولت بنى عبد القوى و فرزندانش نيرومند شده بود .