تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ايشان را به سبب مكانتى كه در ميان قومشان داشتند اكرام مىكردند و محمد بن عبد القوى در ايام فرمانروايىاش فرزندان عزيز را بر بنى يرناتن امارت مىداد والى ايشان در عهد او و عهد فرزندانش عبو بن حسن بن عزيز بود . مهيب بن نصر دختر او را به زنى گرفت و او نصر بن مهيب را بزاد و اين امر سبب تقويت جانب ايشان گرديد . پس از نصر بن مهيب پسرش على بن نصر به رياست رسيد . فرزندان او نصر و عنتر و چند تن ديگر بودند كه به نام مادرشان تاسرغينت معروف‌اند پس از او نصر بن على امارت يافت و مدت امارتش بر قومش به دراز كشيد : ميان بنى عبد القوى خلاف افتاد و بنى عبد الواد بر آنچه در دست داشتند غلبه يافتند . ملوك زناته به نصر بن على توجه كردند و نام و آوازه‌اش همه جا را بگرفت . صاحب فرزندان بسيار بود . گويند سيزده پسر از او بر جاى ماند همه جنگجو و سلحشور . از مشاهيرشان يكى عمر بن نصر بود كه سلطان ابو الحسن در مرات او را بكشت . در حق او سعايت كردند كه قصد قتل را سلطان را دارد . عمر بگريخت ولى بگرفتندش و در مرات به قتل رسانيدند . ديگر منديل بود كه بنى تيغرين در ايامى كه على بن الناصر بر آنان حكومت مىكرد او را كشتند . عبو بن حسن بن عزير نيز با او كشته شد . ديگر عنان نام داشت كه در محاصرهء تلمسان در ايام ابو تاشفين به قتل رسيد . ديگر از پسران او مسعود و مهيب و سعد و داود و موسى و يعقوب و عباس و يوسف بودند . اين بود نام و كار فرزندان نصر بن على بن نصر بن مهيب . اما فرزندان عنتر برادرش : يكى ابو الفتوح بن عنتر بود و فرزند اوست عيسى بن ابى الفتوح كه بر برادران خود رياست داشت . يكى از كنيزانشان به سراى عثمان بن يغمراسن افتاد دعوى كرد كه از سرور خود ابو الفتوح كودكى در شكم دارد و او براى عيسى برادرى آورد كه معرف ناميده شد . در خانهء ايشان پرورش يافت . ابو حمو و بعد از او پسرش ، او را به وزارت خويش برگزيدند در دولت ايشان به مقامى ارجمند رسيد و او را معرف الكبير خواندند . در ايام رياست او در دولت ابو حموى اول برادرش عيسى بن ابى الفتوح خشمگين از قوم خود به نزد او آمد و از بنى راشد سعايت كرد و ترغيبش كرد كه از ايشان خراج بستاند . معرف برادر خود عيسى را به بلد سعيده فرستاد و در آنجا امارتش داد . فرزندان او عبارت بودند از : ابو بكر و عبو و طاهر و ونزمار . چون بنى مرين بر بنى عبد الواد غلبه يافت سلطان ابو الحسن آنان را بر بنى يرناتن امارت داد . اما فرزندان تاسرغينت . از بنى على بن نصر بن مهيب را نام و آوازه‌اى در رياست بر قوم نيست . جز آنكه يكى از كنيزانشان نيز به سراى ابو تاشفين افتاد و در آنجا پسرى آورد كه عطية بن موسى ناميده شد . در سراى ايشان پرورش يافت . و به بنى سرغنيت موالى خود نسبت داده شد . مردى نجيب برآمد و از دست ايشان امارت يافت . او در اين عهد عامل ابو حموى دوم در شلف و مضافات آن است . عربها در اين عهد بر وطن بنى يرناتن غلبه يافته‌اند و يعود و ماحنون را از آنها گرفته‌اند . فرزندانشان در كوهستان ورينه باقى مانده‌اند در اين زمان اميرى از فرزندان نصر بن على بن نصر بن
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 183 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى