تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
سلامة بن على نيز در ميان قوم خود قوت گرفت و قلعهء تاوغزوت را كه به او و فرزندانش انتساب داشت پى افكند . اين قلعهء پيش از اين رباطى بود از آن يكى از عربهاى سويد كه از ديگران جدا افتاده بود . بنى سلامه مىپندارند كه دخيل در نسب توجين هستند و خود عرب‌اند ، از بنى سليم بن منصور . جدشان عيسى يا سلطان به سبب خونى كه كرده بود از قوم خود جدا شد . شيخ بنى يدللتن - از بنى توجين - او را در پناه خود گرفت و پس از او به پرورش فرزندانش پرداخت و اين امر سبب رياست او و پس از او فرزندانش در ميان بنى يدللتن گرديد . چون سلامة بن على بمرد پسرش يغمراسن بن سلامه به جاى او قرار گرفت و اين به هنگامى بود كه بنى عبد الواد بر بنى توجين پى از مرگ محمد بن عبد القوى سلطان بزرگشان سخت گرفته بودند و عثمان بن يغمراسن پى در پى به بلادشان لشكر مىبرد ، و دست به آشوب و تاراج و كشتار مىزد . عثمان در يكى از جنگهايش به قلعهء ايشان فرود آمد . يغمراسن بن سلامه در آنجا بود و به مقاومت پرداخت در اين حال يوسف بن يعقوب و بنى مرين به تلمسان لشكر بردند و اين امر سبب شد كه عثمان بن يغمراسن قلعهء را رها كند تا پيش از بنى مرين به تلمسان لشكر بردند و اين امر سبب شد كه عثمان بن يغمراسن قلعهء را رها كند تا پيش از بنى مرين به دار الملك خويش رسد . يغمراسن بن سلامه از پى او برفت و عقبداران لشكر او را مورد حمله قرار داد . پس در مكانى معروف به تليوان به عثمان بن يغمراسن حمله كرد و ميانشان جنگى افتاد كه يغمراسن بن سلامه به هلاكت رسيد . بعد از او برادرش محمد بن سلامه به جايش نشست و به فرمانبردارى عثمان بن يغمراسن اعتراف كرد و با فرزندان محمد بن عبد القوى مخالفت ورزيد و به بنى عبد الواد باج و خراج پرداخت . سعد بن سلامه به مغرب رفت و در زمرهء ياران سلطان يوسف بن يعقوب مرينى در آمد و با او در نبردى كه مدت درازى تلمسان را محاصره نمود شركت جست . سلطان يوسف بن يعقوب اين مهاجرت سعد بن سلامه را ارج نهاد و او را بر بنى يدللتن و قلعه امارت داد . برادرش محمد بن سلامه بگريخت و به كوه راشد رفت و در آنجا بماند تا يوسف بن يعقوب به هلاكت رسيد و كار مغرب در دست بنى عبد الواد قرار گرفت . پس بر بنى توجين باج و خراج نهادند و اينان را براى جمع‌آورى خراج معين كردند . سعد همچنان در مقام خويش ببود تا ابو حمو سلطان بنى عبد الواد بمرد و ابو تاشقين جانشين او گرديد . ابو تاشقين بر سعد خشم گرفت و برادرش محمد را از كوه راشد بياورد و به جاى او قرار داد . سعد به مغرب رفت و به سلطان ابو الحسن مرينى پيوست . برادرش محمد بن سلامه با ابو تاشفين بود و در تلمسان به محاصره افتاد . محمد در ايام محاصره و جنگهاى ابو تاشفين بمرد . چون دولت بنى عبد الواد منقرض شد . سعد بن سلامه از سلطان ابو الحسن خواست كه اجازت دهد به حج رود . سعد حج بگزارد و به هنگام بازگشت در راه بمرد . پيش از مردنش به وسيلهء عريف بن يحيى بزرگ بنى سويد كه دوست او بود از سلطان ابو الحسن خواست كه فرزندان او را فرونگذارد . سلطان