فرستاد ولى سودى نبرد . قبايل مغراوه به يوسف به يعقوب پيوسته بودند و به محاصرهء تلمسان آمده بودند . چون از محاصرهء تلمسان دست برداشتند و رفتند عثمان به بلاد بنى مرين لشكر كشيد و بر بسيارى از آن غلبه يافت و پسر خود ابو حمو را - چنان كه گفتيم - بر آن متصرفات امارت داد .
در سال 695 يوسف بن يعقوب جنبش دوم خود را آغاز كرد و به ندرومه لشكر آورد و از آنجا به ناحيهء وهران رفت . اهل كوهستان كيذره و تاسكدلت رباط عبد الحميد بن فقيه ابو زيد يزناسى [ 1 ] به اطاعت او درآمد و او به مغرب باز گرديد . عثمان بن يغمراسن بدان سبب كه مردم آن كوهستانها به اطاعت دشمنش گردن نهاده بودند و با سپاه او معارضه كرده بودند بر سرشان تاخت آورد و رباط تاسكدلت را كشتار و تاراج كرد . يوسف بن يعقوب در سال 696 لشكر آورد و پس از نبردى به مغرب باز گرديد . در سال 697 براى بار چهارم در حركت آمد و بر در تلمسان فرود آمد و در آنجا براى خود لشكرگاهى پى افكند و به ساختن بنا آغاز كرد ولى پس از سه ماه از آنجا برفت . در راه به وجده شد و فرمان داد كه آن را از نو بنا كنند و كارگران از اطراف گرد آورد .
برادر خود ابو يحيى بن يعقوب را بر آن كار گمارد . ابو يحيى به كار پرداخت و يوسف به مغرب رفت .
بنى توجين با يوسف بن يعقوب در تلمسان به جنگ آمده بودند و عامل اصلى اين اقدام فرزندان سلامه امراى بنى يدللتن و اصحاب قلعهء سلامه بودند . چون محاصره به پايان آمد عثمان بن يغمراسن به انتقامجويى برخاست و آنان را در قلعه محاصره نمود و چند برابر آنچه برده بودند باز پس ستد . ماندن او در آن بلاد به دراز كشيد . پس ابو يحيى بن يعقوب به ندرومه آمد و آن را با همدستى زكريا بن يخلف بن المطغرى صاحب تاونت تصرف كرد . بنى مرين بر ندرومه و تاونت مستولى شدند . يوسف بن يعقوب از پى او بيامد و با او همراه شده همگان رهسپار تلمسان شدند .
عثمان بن يغمراسن كه سرگرم محاصرهء قلعه سلامه بود از ماجرا خبر يافت ، شتابان به تلمسان باز گرديد ولى يوسف بن يعقوب به مدت كمتر از يك روز بر او سبقت گرفت . طلايهء لشكر بنى مرين شامگاه آن روز آشكار شد . اينان در ماه شعبان سال 689 بر در شهر فرود آمدند و شهر از هر سو در محاصرهء لشكر قرار گرفت . يوسف بن يعقوب گرداگرد آن ديوارى بر آورد و در آنجا براى حمله به دشمن و جنگ با او دروازههايى تعبيه نمود . و در كنار باروى جديد براى توقف خود و لشكرش شهرى بنا كرد و آن را منصوره ناميد . چند سال بر همين حال ببود و هر صبح و شام نبرد مىكرد . در ضمن لشكرهايى را براى تصرف شهرها و ثغور مغرب اوسط گسيل مىداشت . پس بلاد مغراوه و بنى توجين را چنان كه گفتيم تصرف كرد و همچنان در كنار شهر تلمسان در جاى خود
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: يزناس و درB: برناسى .