خويش باز گرديد . سپس يعقوب بن عبد الحق در سال 680 پس از سركوبى يغمراسن در خرزوزه به تلمسان باز گرديد . محمد بن عبد القوى در قصبات با او ديدار كرد و براى ويران ساختن بلاد يغمراسن دست بدست هم دادند و روزى چند تلمسان را محاصره كردند سپس از هم جدا شدند و هر كس به ديار خود رفت .
چون يغمراسن بن زيان از محاصره نجات يافت به بلاد ايشان لشكر برد و سپاهيانش زمينهايشان را زير پى نورديدند و او بر ضاحيه غلبه يافت و همهء آباديهاى آن ويران كرد تا آنگاه كه عثمان بن يغمراسن - چنان كه خواهيم گفت - آنجا را به تصرف آورد .
اما خبر يغمراسن با مغراوه ، اساس سياست او افتراق افكنى ميان بنى منديل بن عبد الرحمان بود به سبب رقابتهايشان بر سر رياست قوم . چون در سال 666 از واقعهء تلاغ باز گرديد و در اين واقعه بود كه پسرش عمر به هلاكت رسيد ، به بلاد مغراوه لشكر برد و در آن سرزمين پيش رفت تا آن را پشت سر نهاد و به اراضى قبايل مليكش [ 1 ] و ثعالبه رسيد . عمر بن منديل در سال 668 مليانه را به او واگذاشت بدان شرط كه او را در برابر برادرانش يارى رساند . يغمراسن در آن روزها مليانه را بگرفت و بسيارى از مغراوه در فرمان او در آمدند و از آنجا در سال ، 670 به مغرب راندند و سپس در سال 672 به مواطن خويش باز گرديدند . ثابت بن منديل به نفع او پس از كشتار و تاراج بسيار از تنس دور شد ولى پس از چندى آن را باز پس گرفت . سپس در سال 681 در همان روزهاى نزديك به مرگش تنس را رها كرد و اين به هنگامى بود كه يغمراسن بر ايشان غلبه يافته بود و در بلادشان دست به كشتار و تاراج زده بود تا نوبت استيلا بر آن بلاد به پسرش عثمان رسيد . و ما از آن ياد خواهيم كرد .
خبر از تعرض ابن مكن به شهر مستغانم
بنى مكن را با بنى زيان در نياكان خويشاوندى است . اينان در نسب با محمد بن زكدان بن تيدوكسن بن طاع اللّه شريكاند . اين محمد را چهار فرزند بود : بزرگترينشان يوسف بود و از فرزندان يوسف است جابر بن يوسف نخستين فرمانرواى ايشان و ثابت بن محمد و از فرزندان ثابت است زيان بن ثابت پدر ملوك بنى عبد الواد و سوم درع بن محمد و از فرزندان اوست عبد الملك بن محمد بن على بن قاسم بن درع كه به نام مادرش حنينه خواهر يغمراسن بن محمد مشهور است و چهارم مكن بن محمد و فرزندان او يحيى و عمرش بودند . از فرزندان يحيى است : زعيم و على .
يغمراسن بن زيان بسيار اتفاق مىافتاد كه خويشاوندان خود را بر شهرها امارت مىداد . از
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهBوC: نهليكش .