تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بنى عبد المؤمن دست اتحاديه بنى عبد الواد دادند باشد كه آنان را از تعرض دشمنشان بنى مرين نگهدارند . چون المرتضى ابو حفص عمر در گذشت و در سال 665 ابو دبوس جانشين او شد فتنهء يعقوب بن عبد الحق بالا گرفت . پس ابو دبوس نزد يغمراسن كس فرستاد كه به دفاع او برخيزد . آنگاه معاهده‌اى مؤكد بسته شد و هدايايى گران تقديم گرديد . يغمراسن بپذيرفت و چند حملهء بزرگ بر ثغور مغرب نمود . يعقوب بن عبد الحق در اين هنگام مراكش را در محاصره داشت . چون يغمراسن پديدار شد ، از محاصرهء مراكش دست كشيد و به مغرب باز گرديد و لشكر بسيج كرد و به جنگ او رفت . دو گروه در وادى تلاغ مصاف دادند . در اين نبرد كه هر دو سو با تعبيهء كامل بدان آغاز كردند يغمراسن شكست خورد و جمع كثيرى از قومش به قتل رسيدند و پسرش ابو حفص عمر كه عزيزترين فرزندانش بود كشته شد . علاوه بر ابو حفص عمر جمعى از دوستان او نيز چون پسر عبد الملك بن حنينه و پسر يحيى بن مكن و عمر بن ابراهيم بن هشام نيز به قتل رسيدند . يعقوب بن عبد الحق به محاصرهء مراكش باز گرديد تا بر آن غلبه يافت و آثار بنى عبد المؤمن از آنجا بزدود و براى جنگ با بنى عبد الواد فراغت يافت و همهء اهل مغرب را از مصامده و جماعات قبايل بسيج كرد و در سال 670 به سوى بنى عبد الواد در حركت آمد . يغمراسن با قوم خود و وابستگان به آن از مغراوه و عرب در حركت آمدند و در ايسلى از نواحى وجده گرد آمدند . در اين نبرد شكست در لشكر يغمراسن افتاد و جمعش پريشان شد و پسرش فارس به قتل رسيد . يغمراسن پس از آنكه لشكرگاهش به آتش كشيده شد جان خويش و زن و فرزند برهانيد و به تلمسان رفت و در آنجا محصور بماند . يعقوب بن عبد الحق وجده را ويران نمود . سپس در تلمسان به جنگ او شد . بنى توجين با اميرشان محمد بن عبد القوى در آنجا بر او گرد آمدند و با سلطان بر ضد يغمراسن و قومش دست اتحاد دادند و تلمسان را محاصره نمودند . يغمراسن مقاومت كرد و آنان دست از محاصره برداشتند و هر كس به ديار خود رفت و ما در اخبار ايشان به آن اشارت خواهيم كرد . آنگاه ميانشان عقد دوستى بسته شد و يعقوب بن عبد الحق براى جهاد فرصت و فراغت يافت و يغمراسن بر سر مغراوه و توجين به بلادشان لشكر كشيد و شرح آن خواهد آمد .

خبر از يغمراسن با مغراوه و بنى توجين و حوادث ميان آنان

برخى احياء مغراوه در مواطن نخستينشان از نواحى شلف مىزيستند و از آن هنگام كه دولتشان متلاشى شده بود دول ديگر با آنان به مسالمت رفتار مىكردند و آنان نيز باج و خراج خود مىدادند . اينان عبارت بودند از : بنى ورسيفين و بنى يليت و بنى ورتزمير . فرمانروايى در ميان ايشان از آن بنى منديل بن عبد الرحمان از اعقاب آل خزر ملوك پيشين آنان بود . و ما از آغاز فتح
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 94 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى