و بعد از آن اخبارشان را آورديم . چون عقد خلافت مراكش از هم گسست و در هر جا شورشگرى سر برداشت ، منديل بن عبد الرحمان و پس از او فرزندانش در آن ناحيه به حكومت رسيدند و مليانه و تنس و برشك و شرشال و متعلقات آن را تصرف كردند و بر متيجه غلبه نمودند . سپس به كوهستان و انشريش و مضافات آن دست درازى كردند و بسيارى از بلاد آن را در تصرف آوردند . آنگاه بنى عطيه و قومشان از بنى توجين كه در مجاورت ايشان در بالا دست شلف و در مشرق سرزمين سرسو مىزيستند آنان را از آن بلاد براندند . و اين در آغاز دخول زناته براى يافتن قوت به سرزمين قبله تا تلول بود . بنى عبد الواد نواحى تلمسان تا وادى صارا گرفتند . و بنى توجين ميان صحرا و تل از ديار مديه را تا كوهستان وانشريش تا مرات تا جعبات در تصرف آوردند . بدين گونه سيك و بطحاء مرز ملك بنى عبد الواد گرديد و جانب جنوبى آن مواطن بنى توجين بود و مشرق آن مواطن مغراوه .
فتنه ميان بنى عبد الواد و اين خاندان ، از آغاز دخولشان به تلول همچنان برقرار بود . مولا امير ابو زكريا بن ابى حفص براى نبرد با بنى عبد الواد بر اين دو خاندان استظهار مىكرد تا آنگاه كه فتح تلمسان پيش آمد و جامهء شاهان پوشيدند و چنان كه در اخبارشان آورديم نشان شاهان گرفتند ، از آن پس با يغمراسن رقابت آغاز كردند و ميانشان جنگ و خلاف افتاد .
همواره كار بر اين منوال بود تا دولت آن دو خاندان در عهد عثمان بن يغمراسن و به دست او و سپس به دست بنى مرين منقرض گرديد و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت .
چون يغمراسن بن زيان از رويارويى با بنى مرين در بايسلى از نواحى وجده در سال 647 باز گرديد ، عبد القوى بن عطيه با قومش بنى توجين با او در وجده بودند . عبد القوى به هنگام بازگشت بمرد . يغمراسن عهدى را كه با عبد القوى داشت در حق فرزند او محمد كه پس از عبد القوى به حكومت رسيد رعايت نكرد و لشكر به بلاد او برد و بر در قلاع او فرود آمد . محمد بن عبد القوى نيك مقاومت ورزيد و از حوزهء خويش دفاع كرد . بار ديگر در سال 650 لشكر بر سر او برد و بر در دژ تافر كينت از دژهاى ايشان لشكر بداشت ولى كارى از پيش نبرده از آنجا دور شد . يغمراسن از آن پس پى در پى بر آن بلاد تاخت مىآورد . و دژهايشان را مورد حمله قرار مىداد . در تافر كينت مردى بود از تربيت يافتگان بنى عبد القوى كه نسب به صنهاجه مىرسانيد و از مردم ضاحيه بجايه بود . او اين دژ از آن خود كرد . و جاى پاى استوار گردانيد و به سبب داشتن اموال و فرزندان بسيار نيرومند بود و از آن به نيكى دفاع كرد . چون آتش فتنه ميان يغمراسن و محمد بن عبد القوى افرومته شد محمد دست اتحاد به يعقوب بن عبد الحق داد . چون در سال 670 يعقوب پس از ويران ساختن وجده و هزيمت يغمراسن در ايسلى بر در تلمسان فرود آمد ، محمد بن عبد القوى با قوم خود بنى توجين بيامد و با او به محاصره ادامه داد . چون تلمسان مقاومت ورزيد محمد به مكان
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: ابن خلدون
ص٩٥