مىپندارند و بدين خاطر است كه به تحصيل توبه مىپردازند ولى هيچگاه به آن طرف قضيه توجه نمىكنند كه آنها جنايت و خطا مرتكب شده و خدا را بر آنها منت است كه آن گناه را پوشيده داشته و آنها را مهلت داده است و ميبايست از اين گستاخى توبه كنند : همچنين وقتى كه بنده توبه را از حسنات خود دانست بر انجام آن براى خود نسبت به ذات اقدس حق حقى قائل شده و خود را طلبكار مىپندارد و از اينكه خدا توبه اش را بپذيرد و آثار گناهش را بزدايد خود را بىنياز تصور مىكند .
او مىگويد توبهء اوساط و كسانى كه در مرتبهء ميانه قرار گرفتهاند عبارت است از توبه از كم انگاشتن گناه كه آن عين جرأت و گستاخى است و از تدين به حميت ، و خود را از بندگى خدا بريدن .
مىگويم مراد از « اوساط » كسانى هستند كه بر اثر مشاهدهء بعضى از حالات و شنيدن بعضى از آيات و روايات اعتقادى پيدا نموده ولى بمراد و مقصود اصلى آن دست نيافتهاند و مىپندارند كه آنها در افعال و كردار خود مجبورند و گناهانشان به حكم خدا و قضا و قدر الهى است و همين پندار موجب شده است كه آنها خود را بخاطر خطاهاى خود مستحق ملامت و سرزنش ندانند و ببعضى از دانستههاى خود مغرور گردند و در خطرى بزرگ كه از جهل عوام خطرناكتر است گرفتار آيند و اين عين جرأت و مبارزه است و علت گرفتارى در اين جهل منزه داشتن نفس خود از قبول نسبت اعمال و خطاهايش و ذلت اعتراف به آنها است ، و اين حالت همان حال بريدگى از بندگى خدا است .
او مىگويد و توبهء خواص توبهء از ضايع ساختن وقت است كه اين امر موجب درك نقيصه و اطفاء و خاموش ساختن نور مراقبت و تيره
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٦٣