ظهور و بروز ميرسد و حاكم بر وجود انسان مىشود در حالى كه شهوت قبل از تولد در وجود نوزاد موجود است ، و « توبه » عبارت از قبول حكم عقل در باز داشتن آدمى از فرو رفتن در شهوات است ، بنابر اين عقلى كه ميبايست مانع آدمى از فرو رفتن در شهوات باشد پس از سن هفت سالگى و حتى اوان بلوغ در انسان كامل مىشود در حالى كه شهوت و غضب و جهل و ساير صفات ناپسند قبل از تولد با او است ، و اين دليل ديگرى در نياز همهء انسانها به توبه است .
اما چرا انسان پيوسته به « توبه » نياز دارد ؟ اين بدان خاطر است كه بشر يا با اعضاء و جوارح خود مرتكب گناه مىشود و يا تصميم به انجام معصيتى مىگيرد و يا خطورات قلبى و وساوس شيطانى او را از ياد خدا باز ميدارد و يا در علم به خدا و صفات و آثار آن غفلت و قصورى از او سر مىزند ، و همهء اينها نقص است و براى آنها اسبابى است و ترك اينها و اشتغال به اضداد آنها رجوع و بازگشت از نقص بسوى كمال است و معناى توبه چيزى جز همين بازگشت نيست .
حال هم چنان كه شنيدى هر كس در خور شأن و استعداد خودش ، حتى انبياء گاه مىشود كه اضطراب نيز بر آنها عارض مىشود و از آن توبه ميكنند .
مطلب ديگر اينكه توبهء واقعى از هر كس حتى مرتد چه فطرى و چه ملى بمقتضاى ادلهء عقلى و نقلى پذيرفته مىشود .
مطلبى كه هست اينست كه گاه گناه بگونه اى است كه توبه از آن مشكل و بلكه گاهى غير ممكن مىباشد ، و ظلمت گناهان دل را در خود
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٦٦