مطلب ديگر در اين باب اينكه تسبيح خداى متعال ، عبارت از قضيهء صفات جلال سلبى خداوند است ، و اصل صفات جلال سلبى او ، به سلب حدود ، و سلب حدود به سلب سلوب باز مىگردد ، و سلب سلوب در ذات اقدس حق جز سعهء وجود چيز ديگرى نيست ، اين بخلاف تنزيه ممكنات است زيرا سلبى كه بمخلوقات نسبت داده مىشود به سلب وجوداتى كه از حدود وجودات آن انتزاع شده نه از وجودات آن ، مىباشد . پس تسبيح خداى متعال به همان صفاتى است كه با آن حمد و ستايش مىشود و لذا در اغلب موارد ، تسبيح او با حمد مقرون مىگردد ، چنان كه در ذكر ركوع و سجود چنين است ، و در قرآن هم ميخوانيم :
فسبح به حمد ربك . 15 : 98 و حقيقت تنزيه ذات اقدس حق باينستكه بنده قلبا به سلب نقايص بجميع وجوه آن از ذات باريتعالى معتقد باشد ، و جوارح و اعضائش هم بمقتضاى اين اعتقاد عمل كند ، و مقتضاى چنين عقيده اى اينست كه بنده در اغلب صفات حسنه ، از اخلاص ، و صدق و توكل و تسليم و رضا و توحيد و ديگر صفات نيك بمرتبهء كمال رسد ، زيرا بنده اگر بكمال حضرت حق در جميع وجوه معتقد باشد بناچار معتقد خواهد بود كه هيچ نفع و ضررى از ناحيهء غير او نيست ، و لذا ديگر در افعال و اعمال خود ، غير خدا را هرگز در نظر نخواهد داشت ، و اخلاص و صدق چيزى جز اين نيست ، و هر گاه بعلم خداى متعال بصلاح نفس خود ، و عنايت خداوند در حق او ، و قدرت كاملهء باريتعالى بر اصلاح امور او معتقد بود توكل و تسليم و رضا فراهم مىآيد و هر گاه كه بكمال او از حيث اينكه نياز به شريكى ندارد ، و در وهم و عقل و وجود به تقسيم و تجزيه در نمىآيد معتقد بود توحيد به آن دو معنائى كه نسبت بذات
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤١٨