كه او خالق آنها ، و تركيب كنندهء ارواح با اجساد است .
و اما « صاد » دليل بر اينست كه قول او صدق ، و كلام او صدق مىباشد ، و او بندگان را بصدق به پيروى از صدق دعوت نموده و آنان را بصدق وعده بسراى صدق داده است .
و اما « ميم » دليل بر دوام ملك او است ، و حكايت از اين مىكند كه او دائم و سرمد ، و از بودن و زوال برتر بلكه او مكون و پديد آورندهء همهء كائنات و پديدهها است .
سپس فرمود : اگر براى اين دانشى كه خدا به من ارزانى داشته حاملى مىيافتم هر آينه توحيد و اسلام و ايمان و دين و شرايع را از همين كلمهء الصمد ، بيرون مىكشيدم و نشر مىنمودم ، و چگونه چنين كسى براى من خواهد بود در حالى كه جدم امير المؤمنين عليه السّلام براى علم خود حاملى نيافت ، بگونه اى كه از حسرت آه از دل بر مىكشيد ، و بر منبر مىگفت :
سلونى قبل ان تفقدونى . از من سؤال كنيد قبل از اينكه مرا در ميان خود نيابيد ، همانا بين اين قفسهء سينهام علمى بسيار نهفته است ، آه ، آه ، آگاه باشيد كه كسى كه توان درك و فرا گيرى آن را در او بيابم نميبينم ، و من حجت بالغهء الهى بر شما هستم .
مىگويم اين خلاصه اى بود از آنچه كه در تفسير اين سوره از اخبار اهل بيت عصمت بيان داشتم ، و شايد آنچه كه ذكر نشد بيش از آنچه كه بيان گرديد باشد ، و براى آن كس كه اهل تعقل است و با نورى از خدا بتفكر مىپردازد همين مقدار كافى است .
بنابر اين لفظ « هو » اشاره بمرتبهء غيب الغيوب است ، و لفظ اللَّه
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤١٥