ملاحظه كنيم .
و تفصيل اين اجمال اينكه براى هر انسانى يك قوس نزولى است كه از عالم غيب شروع و به اين عالم ختم مىگردد و يك قوس صعودى است كه از اين عالم شروع و بعالم غيب پايان مييابد ، و انسان از هنگام تولدش ، و بلكه از اول پيدايش نطفه ، و بلكه پيش از آن ، همان تربت و خاكش در اين عالم در سير و حركت بسوى عالم غيب است ، بلى مادامى كه روح در او دميده نشده سيرش در اين عالم ، و پس از دميده شدن روح ، با همان روح در عالم غيب به سير و حركت خواهد پرداخت ، اما سير تربت او بعالم غيب ، از جهت ترقى آن خاك از عالم جماد بعالم نبات است ، و پس از اين مرحله است كه غذاء انسان مىشود ، و پس از اينكه آن خاك به صورت نبات در آمد و غذاء انسان شد و با تناول آن ، جزئى از بدن انسان گشت ، از همين غذا نطفه پديد مىآيد ، و سپس به صورت علقة ، و پس از آن به استخوان مبدل مىشود ، سپس بر آن استخوانها گوشت ميرويد و آفرينشى ديگر انجام مىگيرد و انسانى پديد مىآيد :
فتبارك اللَّه احسن الخالقين . 23 : 14 پس از ولادت مراحل ترقى و تكامل را يكى پس از ديگرى پشت سر مىگذارد تا به سن بلوغ ميرسد ، اينجاست كه عقلش كامل مىگردد بگونه اى كه به تشريف تكليف مشرف مىشود ، و در اين منزل است كه او بر سر دو راهى قرار مىگيرد ، يا اينكه حركت در عوالم غيب ، و سير در طريق سعادت و قرب و معرفت و بهشت را بر مىگزيند ، و يا اينكه قدم در راه شقاوت و دورى از خدا و جهل و پرتگاههاى دوزخ مىگذارد ،
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٩٨