تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
تيزتر است ، بعضى چون برق از آن بگذرند ، و بعضى مثل اسب تيز رو ، و بعضى پياده و بعضى بر شكم و چهار دست و پا ، و بعضى معلق بگونه اى كه گاه آتش ، پاره اى از تن آنها را فرا مىگيرد و باز رها مىشود از آن مىگذرند . و گفته شده كه صراط تاريك است و مردمان به قدر نور خود آن را طى مىكنند . مىگويم اين اخبار تناقضى با يكديگر ندارد بلكه در بيان معناى صراط با هم مؤتلف است و هر يك از اينها ناظر به فردى از افراد آن هست ، زيرا براى صراط و ساير معانى آن ، حقيقت و روح ، و صورت و قالبى است ، و گاه مىشود كه حقيقت واحدى داراى صورتها و قالبهاى متعددى است بلكه كمتر حقيقتى يافت مىشود كه براى آن ، صورتهاى متعددى نباشد ، و الفاظ براى ارواح و حقايق وضع شده است نه براى قالبها و صورتها ، و هر گاه كه يك حقيقت و روح در قالبهاى متعددى باشد جملگى بخاطر اتحاد در آن روح و حقيقت بيك نام ناميده مىشوند ، مثلا لفظ « قلم » روح اين كلمه عبارت از آلت نقش و نگارش صورتها در صفحه و يا لوحى است بدون اينكه توجهى به اين شده باشد كه اين آلت از نى باشد يا از آهن يا غير اينها ، بلكه اصلا جسمانيت قلم و يا محسوس بودن آن نقش در اين نام گذارى اعتبار نشده است ، همينطور لفظ « صراط » براى حقيقتى كه سلوك و رفتن بر آن ، انسان را به مقصود مىرساند وضع شده است و اين معنا ، روح صراط است ، و براى اين روح قالبهاى متعددى است ، يكى از آنها همين راههائى است كه براى رفت و آمد بين شهرها و آبادىها كشيده مىشود ، يكى ديگر طريق معرفت
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 396 | رضا رجب زاده / ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي