يكى از محققين گفته است امكان دارد كه مقدم داشتن مفعول بر فعل اشارهء لطيفى به اين حقيقت باشد كه از هر لحاظ كه بنگريم معبود مقدم است ، در نتيجه بنده ميبايست كه در جميع اعمال و رفتار خود اول نظرش به او باشد بعد با توجه به او به غير او بنگرد آن هم چون آن غير منسوب به او است نه بخاطر خود آن غير . و لذا از لحاظ مطلوبيت هم امر بايد چنين باشد ، بلكه اصلا توحيد كامل در عبادت جز باينكه براى بنده هوائى در غير خدا نباشد ممكن نيست زيرا نفس تنها آنجا خاضع و خاشع مىشود و سر فرود مىآورد و به آن سوئى ميل مىكند كه هوايش با آن باشد ، و لذا اگر انسان به غير خدا ميل و توجهى داشت توحيدش در عبادت خالص نخواهد بود .
اما اينكه فعل بصيغهء متكلم مع الغير آمده و بجاى « اعبد » مى - پرستم ، « نعبد » مىپرستيم گفته شده است بخاطر رعايت ادب و اينكه انسان چون خود را لايق مقام عبوديت نميبيند مطلب را بصيغهء جمع بيان مىدارد .
جهت ديگر اينكه صفت عبوديت ، صفتى است كه بين جميع ما سوى اللَّه و هر آنچه كه غير خدا هست مشترك است و وجهى براى انفراد و اختصاص در اين زمينه نيست ، علت ديگر اينكه فرد نماز گزار با اين تعبير عبادت بندگان صالح حضرت حق را هم ضميمهء عبادات خود نموده و بدينوسيله شرافتى براى خود كسب مىكند ، از طرف ديگر از ادعاى دروغين پرستش و عبوديت خالص پروردگار ، بخاطر غلبهء عبادات بندگان مخلص بر عبادت او احتراز خواهد نمود ، و در اين سخن كه : « تنها تو را مىپرستيم » اين ادعاى اخلاص ، از جهت عبادات آنها
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٨٧