گزار باشد اثرى قرار داده و ساقط كنندهء قضاء است و فقهاء هم به همين معنا آن نماز را صحيح ميدانند و اما قبول شدن نماز و ساير آثار ديگر آن موقوف باينست كه آن نماز از جميع مراتب حضور خالى نباشد بلكه واجب است كه هيچ جزئى از اجزاء آن بدون حضور قلب انجام نگيرد .
و تنها مطلبى كه هست اينست كه براى حضور ، مراتب و درجاتى است و نمازى كه از جميع مراتب حضور خالى باشد بر صاحبش بر - گردانده مىشود ولى چنين نمازى بسيار كم است چون حركات اختيارى انسان بناچار درجه اى از حضور قلب را بهمراه دارد هر چند اندك ، و الا كه ديگر آن عمل ، عمل اختيارى نخواهد بود .
توضيح مطلب اينكه حركات انسان بر چند قسم است يك قسم اعمال و حركاتى است كه از جميع مراتب قصد و حضور قلب خالى است مثل حركات شخص خوابيده ، قسم ديگر اعمالى است كه قصد و نيت انسان در آن بىدخالت نيست ولى قصد با مقصود انطباق ندارد مثل بعضى از كارهاى شخص ساهى ، قسم سوم اعمالى است كه انسان با نيت و قصد بانجام آن همت مىگمارد و منطبق با مقصود هم هست ، ولى نيت و قصدى اجمالى و در باطن قلب ، و اثر آن نيت در اين عمل همين اندازه است كه آن را در زمرهء كارهاى ارادى انسان در آورد ، قسم ديگر اعمالى است كه قصد و نيت نسبت به صورت آن عمل تفصيلى و نسبت به معناى آن اجمالى است ، قسم ديگر اعمالى است كه قصد و نيت هم نسبت به صورت و هم نسبت به معنا تفصيلى است و قلب بتمامه نزد صورت و معناى آن حضور دارد و اين ، حضور تام و كامل است ، بخصوص اگر نماز گزار با تمام
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٠٧