نقل شده كه ميگويد در ايام عاشورا مجالس سوگوارى متعددى در اين شهر بر پا مىشد و من مىديدم كه نفسم بشركت در يكى از اين مجالس بيشتر از ديگر مجالس رغبت دارد و هر چه فكر ميكردم علت اين ترجيح برايم معلوم نمىشد ولى ميدانستم كه اين امر بدون علت نيست و در اين مجلس براى هواى نفس دخالتى هست ، تا اينكه پس از تأمل زياد برايم معلوم شد كه حضورم در اين مجلس از جميع جهات از هواى نفس بدور نبوده است .
بهر حال براى اخلاص مراتبى است كه تحصيل آن مراتب جز براى كسى كه خداوند بفضل خود او را هدايت كند و به او حكمت عطا نمايد و آن حكمت را براى او نور و مايهء شفاء او گرداند و حيلههاى نفسش را به او بنماياند و مداخل دشمن كفور و شرور او را به او نشان دهد و با لشگريان خود او را يارى نموده و استوار بدارد تا اينكه اعمالش از كليهء آفات خالص گردد ممكن نيست ، و آخرين درجهء اخلاص اينست كه عمل از شائبهء هر رغبت و ميلى حتى بامور اخروى خالص باشد و عبادت ، تنها و تنها لوجه اللَّه باشد و انگيزه اى جز محبت خدا ، و اينكه او سزاوار پرستش و عبادت است در ميان نباشد و لذا در روايات آمده است كه حقيقت اخلاص عبارت از اينست كه بگوئى پروردگار من اللَّه است و بعد همانگونه كه او دستور داده استوار بايستى و براى خدا عمل كنى بدون اينكه دوستدار اين باشى كه بر آن عمل نيك ستايش شوى .
و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه فرمود خوشا به حال آن كس كه عبادت و دعايش را براى خدا خالص گرداند و قلبش را به آنچه كه ديدگانش مشاهده مىكند مشغول ندارد و به آنچه كه مىشنود از ياد خدا
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٧٣