حقوق زن و مرد و ايجاد زبان بينالمللى ! و غيره ، از معارف سائرهى اين مذهب بىخبر و بىبهرهاند .
شرح مسافرتها
رجوع بهمطلب : و بالجمله با آن معارف و اين معتقدات و مايهاى از اطلاعات ، ما و رفيق طريق از قزوين روانهى زنجان شديم ، اما با سرور و نشاطى كه بهوصف درنيايد . آن روزها وسايل سير و سفر چون اين ايام نبود و بيشتر مسافرتها با كالسكه و گارى و اسب و استر طى مىشد . صباح روز خوشى بهوسيلهى گارى از قزوين بهراه افتاده پس از طى شش فرسخ قريب غروب وارد سيادهن شديم و در جنب قهوه خانه فرود آمده بر بام كاروانسرايى منزل كرديم . آقا ميرزا مهدى كه مردى سفركرده و در اينگونه امور مهارتى داشت ، سطح بام را بهاندازهى لزوم آب پاشيده آنگاه از خورجين خود گليمى بيرون آورده بگسترد و خورجين را متكاى خود قرار داده ، تشك سفرى خود را در پاى آن بينداخت و عباى ضخيمى بهدوش گرفت و دست از آستين بهدر آورد و قهوهچى را خواسته فرمان چايى تازه دم داد . اما اين بنده بر بالاى بام ، گردش و بهاطراف و جوانب نظر مىكردم تا آفتاب غروب كرد . ديدم مرغ و خروسهايى كه در صحرا پراكنده بودند رو به كاروانسرا به طرف لانهى خود مىآيند ، رفتهرفته گلههاى گاو و گوسفند از مراتع به ده برمىگشتند و مواشى « 1 » به ده نرسيده بانگ برداشتند و در خانهها تفرقه شدند ، همهمهى ده زيادتر شد و تا نيمساعت ادامه داشت . در اين وقت هوا خوب تاريك شده بود ، من از بام رباط به درون قهوهخانه رفتم ، ديدم داخل و خارج آن قهوهخانه پر از مردم است و در دو گوشه دو منقل آتش نهاده و جمعى پيرامون آن بهكشيدن ترياك مشغولاند ، باز بالا رفته قدرى با رفيق طريق صحبت
هامش
( 1 ) . مواشى : ستور و چهارپايان به ويژه شتر و گوسفند و گاو