« مفاوضات » است و آن كتابى است كه از هر مقولهاى سخن در آن رفته است و قسمت اول آن در اثبات صانع و لزوم مربى و تأثير انبياست و نيز حل بعضى مسائل مخصوصهى بهمذهب عيسوى در آن شده و ديگر « مقالهى سياح » است كه عبدالبهاء بدون تصريح به اسم خود ، استدلالى در لباس تاريخ پرداخته و از اين راه حقانيت سيد باب و عظمت بهاءالله را گوشزد ساخته و هم كتابى در سياست مدن بهاسم « رسالهى مدنيه » تأليف كرده و شرحى بهزبان عربى بر « بسمالله الرحمن الرحيم » نوشته و بهغير از اينها الواح و رسائل بسيار دارد كه مقدارى از آنرا در سه مجلد به اسم « مكاتيب عبدالبهاء » مرتب كردهاند ؛ اما از محمدعلى افندى جز بعضى مكاتيب كه بهدوستان و پيروان خود نوشته ، چيزى در دست نيست .
گذشته از اين كتب كه بهقلم رؤسا تحرير يافته ، بعضى از پيروان اين آئين نيز تأليفاتى از خود گذاشتهاند كه در حقيقت جزو كتب استدلاليه بهشمار مىرود و تقريباً همه متحدالمعنى است و اصولش همان دلايلى است كه قبلًا ذكر شد و معروفترين آن ، كتاب ميرزا ابوالفضل گلپايگانى است كه در جواب انتقادات شيخالاسلام قفقازيه نوشته و كتاب « دلائل العرفان » حاجى ميرزا حيدر على و رسالهى حاجى ميرزا محمد افشار است .
از پيروان محمدعلى افندى نيز چند رساله موجود است كه بيشتر آنها گزارش اختلافات داخلى و رد بر ثابتين و عبدالبهاست و مهمتر از همه ، كتاب « اتيان الدليل لمن يريد الاقبال الى سواء السبيل » است كه در آنجا بيان شرك ثابتين را كرده و بهموجب كتاب « اقدس » كه مىگويد : « من يدعى امراً قبل اتمام الف سن انه كذاب مفتر » ، رد ادعاى عبدالبهاء را مىكند .
خلاصه اين بود فهرست معارف و كتب اين قوم ؛ ولى بايد دانست كه اين اطلاعات و معارف در بين اين طايفه عمومى نيست و از اهل بهاء بسيار كم ديده مىشود كسى كه وقوف كامل بر اين امر داشته باشد و اكثر جز آن دلايلى كه از پيش به شرحش پرداختيم و بعضى تعاليم ديگر از قبيل وحدت عالم انسانى ، صلح عمومى و تساوى
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: فضل الله مهتدى
ص٩٦