تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
مبلغين جمل و نكاتى از آن‌را از بر كرده گاهى در مجالس و محافل خصوصى براى تفكه‌ى « 1 » خاطر خود مىخوانند و مىخندند و بعد از كلمات باب ، سخنان بهاء را آيات الهى مىدانند . نخستين تأليف بهاء ، كتاب « ايقان » است كه در آن ، استدلال به‌حقانيت سيد باب كرده و مىگويند براى دعوت دايى باب به بابيت آن‌را انشاء نموده ؛ ديگر « رساله‌ى هفت وادى » است كه در سير سلوك بر وفق مشرب متصوفه مقتبساً از كتب قوم نوشته و هم « كلمات مكنونه » است كه شامل بعضى مواعظ و نصايح مىباشند ؛ اين رسالات را بهاءالله در بغداد قبل از اينكه دعوى كند تدوين كرده و اولين تأليف او بعد از ادعاى من يظهرى كتاب « بديع » است كه از قول آقا محمدعلى صباغ ( رنگرز ) ، يكى از پيروان خود ، به يكى از اتباع ازل كه به قاضى معروف و در اسلامبول مىزيسته در تزئيف « 2 » و تحكيم « 3 » ازل و اعتراض بر احوال و اعمال او نوشته و آخرين كتاب بهاء ، كتاب « اقدس » است كه بهائيان آن‌را ناسخ و مهيمن « 4 » بر جميع كتب آسمانى و ساير الواح بهاءالله مىدانند ! و در آن وظايف و تكاليف اهل بهاء را از اوامر و احكام و حلال و حرام بيان كرده و بسيارى از احكام بيان را با فىالجمله تغيير و تبديل و گاهى جرح و تعديل امضا نموده . غير از اينها الواح و مكاتيب بسيار نيز از بهاءالله در دست پيروان او بوده كه بعداً آنها را به صورت كتاب درآورده‌اند ؛ مثل « اشراقات » ، « طرازات » ، « مبين » و غيرها و آخرين نوشته‌اى كه بهائيان از بهاء مشهود داشتند مقاله‌ى مختصر سر به مهرى بود به اسم « كتاب عهدى » در آن ، بهاء وصايت خود را به دو فرزند خود غصن اعظم و غصن اكبر يكى بعد از ديگرى تفويض كرده . بعد از كلمات بهاءالله به كتب و رسائل عبدالبهاء مىرسيم كه مهم‌تر از همه
هامش
( 1 ) . تفكّه : لذت گرفتن از چيزى و برخوردارى يافتن ( 2 ) . تزئيف : تحقير و تصغير كسى ( 3 ) . تحكيم : در اينجا به معنى اصلاح كردن و بازداشتن كسى را از آنچه مىخواست آمده است . ( 4 ) . مهيمن : گواه راست