تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
كلشيئى بود و تفصيل آن واقعه بدين قرار است : سيدباب در بيان و كلمات ديگر خود ، كلمه‌ى كلشيئى را بسيار استعمال كرد و اين كثرت استعمال سبب شد كه شخصى در يزد مدعى شد كه مقصود از بكلشئى مظهرى است كه قبل از من يظهر بايد ظهور كند و آن منم ! معدودى از بابيان يزد و كرمان به دو گرويدند و به‌كلشيئى معروف شدند و اينها بسيار كم‌اند . اما بابيان بهائى نيز به دو فرقه منقسم مىشوند ؛ يك‌دسته آنانىكه پس از مرگ بهاءالله به عبدالبهاء غصن اعظم توجه نمودند و به‌ثابتين معروف شدند و دسته‌ى ديگر كه پيروى غصن اكبر محمدعلى افندى را كرده ، خويش را موحدين ناميدند . ثابتين به پيروان غصن اكبر ناقضين مىگويند ؛ كنايه از آنكه عهد بهاءالله را شكستند و به وصى نخستين او ( عبدالبهاء ) نگرويدند و موحدين ، تبعه‌ى عبدالبهاء را مشركين مىخوانند ؛ بدين جهت كه عبدالبهاء را در عصمت كبرى شريك حق قرار داده‌اند . و على اى حال امروز فرقه‌ى حيه‌ى اين فرق ، همان بابيان بهائى ثابت مىباشند كه تمام بساط تبليغ و دعوت و انتظامات از اينهاست و ايشان براى تبليغ « امرالله » مأمور به‌محبت و معاشرت با جميع اديان و مذاهبند ، مگر با ازليان و ناقضان و مخالفان خود . گذشته از اينها در آمريكا بعد از فوت عبدالبهاء اختلاف ديگرى به ميان آمد ؛ يعنى جماعتى كثير از بهائيان آمريكا به تبعيت ميرزا احمد سهراب و يكى از خانم‌هاى بهائى آمريكائى بر ضدمحافل روحانى قيام كرده ، انجمنى به اسم « تاريخ جديد » تشكيل دادند . نماينده‌ى اين مجمع سهراب ، فعلًا با كمال جديت در اطراف اروپا و آمريكا مشغول تبليغ و دعوت مىباشند !

معارف بابيه

چنان‌كه مىدانيم مذهب بابيه با پيوندهايى كه بدان خورده يا بخورد ، اصلًا شاخه‌اى