سرمايهى تبليغ
خوانندگان گرامى ما بايد بدانند كه هر چند در امر بهائى دعوت از شئون خاصه اشخاص مخصوصى نيست ، بل عموم بايد ازين هنر نصيبى داشته باشند تا هركس بهقدر استعداد خود بر حقيقت اين دين استدلالى كند ، ولى بعضى از نفوس خصوصاً براى اين كار و بالاخص براى سير و سفر انتخاب مىشوند . دعوت كننده را مبلّغ ، دعوت شده را مبتدى ، قبول را تصديق ، مبتدى بهائى شده را مصدق و نفس عمل را تبليغ گويند و براى اين كار از دير زمانى مجالسى بهاسم مجالس درس تبليغ دائر كرده كه در آن جوانان را طريق محاوره و مخالطهى مردمان ، بيان دليل و برهان حقانيت اين امر را مىآموزند و چنانكه معلوم است اين تعليم و تعلّم از روى مبناى منطق و مقدمات و مبادى علمى نيست ، بهاين معنى كه بى هيچگونه زحمتى همين كه شخص مختصر سوادى پيدا كرد مىتواند آن ادله را بياموزد و حتى از افواه فراگيرد و چون منحصر در مسائلى چند است ، آموختنش دشوار نيست و جميع كتب استدلاليهى اين قوم بر محور آن دور مىزند و امهات آن عبارت است از ادعا كتاب نفوذ بقاى دين و بالاتر از همه كلام ربانى و وحى سماوى است ؛ بدين معنى كه اگر شخصى مدعى امر من عند الله گردد و دين و آئينى بسازد و جمعى به دو بگروند و چندى آن ساخته و پرداختهها دوام كند در صورتى كه صاحب ادعا كلماتى بياورد و آن را برهان صدق خويش قرار داده بدان تحدّى كند ، « 1 » بلاشك دينگذار برانگيخته از طرف خدا و دين ساختهى دست افكار بشر نيست .
بيان اصول اين معانى با شاخ و برگ در صورتىكه مبلّغ احاطه بهالفاظ داشته باشد ، رنجى ندارد و زود موفق بهگرفتن نتيجه مىشود . تنها خارى كه پيش پاى مبلغين پيدا مىشود يكى مسئلهى خاتميت است كه بايد بهزور و زحمت توجيهاتى كرده نگذارند
هامش
( 1 ) . تحدّى : معارضه كردن و پيش خواندن خصم را و غلبه جستن بر او