تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
پيكرى نمودار شده و جز در او و پيروانش در هيچ جا پرتوى از او نيست و تنها راه رسيدن به خدا اين است كه سر بر آستان آن پيكر بسايى و هرچه مىگويد بپذيرى ، هر چند با خرد راست نيايد و او را بپرستى ، خواه كار ستوده از او سر زند ، خواه رفتار نكوهيده . پيوسته اين دسته‌ها در برابر يكديگر ايستاده‌اند . نيرنگ‌بازان كه كارشان فريب جهانيان است از سادگى و كم‌دانشى و ناتوانى روان و ترس و بيم و آزمندى مردمان براى پيشرفت كار خود كمك مىگيرند ؛ اين است كه دسته‌ى بزرگى از جهانيان را پيرامون خود گرد كرده به دنبال خود مىكشند و نمىگذارند كه به راه راست بيايند . آن بيچاره‌ها هم كه در پى چاره‌اند به‌ناچار از نادانى دچار اينها مىشوند چنان‌كه خداوندگار سروده :
آب شيرين چون نبيند مرغ كور * چون نگردد گرد چشمه‌ى آب شور
ولى خواهد آمد روزى كه دانش رو به فزونى رود و روان آدميان نيرومند گردد و خرد چيره شود و ترس و بيمى كه از ناتوانى مردم همه‌جا را فرا گرفته دور شود و دانش و راز آفرينش در دسترس همگان افتد ؛ آنگاه ترازوى رسايى و پاكدلى و ستوده‌خويى و مهربانى با همه و پيروى دانش ، به كار افتد و روى زمين بهشت برين شود . ارمگانان « 1 » كه پرورش‌دهندگان راستكارى و درست‌كردارى مردمانند از نهاد پاك و سرشت نيكوى آدميان برخوردار مىشوند و آنها را به نيكبختى و دانش و خوشى مىرسانند . فرزندان من ! پيام پدر را بشنويد . در شما نيرويى است كه هنوز به راز آن ، چنان‌كه بايد و شايد آشنا نشده‌ايد ؛ آن نيرو را از راه دانش‌آموزى و نيكىاندوزى افزون كنيد ، روزهاى زندگى را بيهوده نگذرانيد ، به پرورش جان و تن خود بكوشيد ، آفريده‌اى را دشمن ندانيد و جز از دشمنان مردم ، به‌ويژه دشمنان نيرنگباز ، از كسى نگريزيد ؛
هامش
( 1 ) . ارمگانان : مربيان : آموزگاران : تربيت‌كنندگان